در
به سایت فرهنگ ایثار خوش آمديد ورود | عضویت | كمك

مبانی دینی فرهنگ ایثار و شهادت

قبلي بعدي مرتب كردن پستها
  • 207  ۰۵:۲۶ ۱۴/۱۱/۱۳۸۶

    مبانی دینی فرهنگ ایثار و شهادت

    عنوان : مبانی دینی فرهنگ ایثار و شهادت
    کلمات کلیدی : شهید ، شهادت ، ایثار ، جهاد ،مباني فرهنگ شهادت
    انواع مقالات :علمی و فرهنگی
    نویسنده : علی اکبر شایسته نژاد
    چكيده:
    در فرهنگ بشري ، هميشه انسان هاي فداكار مورد احترام بوده اند. حتي كساني كه شهامتِ از خود گذشتگي ندارند ، در برابر عظمت انسان هاي از جان گذشته ، خضوع مي كنند و زبان به تحسين آنان مي گشايند .
    در فرهنگ دين ، ايثار و شهادت علاوه بر نيكنامي ، داراي ارزش معنوي و روحاني است . انسان فداكار ، ازعلائق خويش در راه هدف هاي متعالي ، مي گذرد ، تا به رضايت حضرت حق دست يابد .
    قداست شهید بر اصولی چون " از اویی و به سوی اویی"، " کرامت و منزلت انسان " ، پویایی انسان " ،" کمال نیکویی " ، " مسابقه در نیکی ها " ،" مرگ آگاهانه" ، اخلاص " ، " زندگی راستین " و" تـأسی به الگوهای جاودانه " متکی است .

    کلید واژه ها : شهید ، شهادت ، ایثار ، جهاد ، فرهنگ شهادت
    مقدمه :
    خداوند انسان را به دمیدن روح خود مفتخر نمود و این راز شکوه و عظمت بعد معنوی و شخصیت ملکوتی انسان است و ارزش جسم خاکی تنها در حفاظت و مراقبت از آن روح خدایی است . از دیدگاه قرآن کریم ، زندگی در ابدیت تجسم می یابد . ‏وَ ما هذِهِ الْحَياةُ الدُّنْيا إِلاَّ لَهْوٌ وَ لَعِبٌ وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ لَوْ كانُوا يَعْلَمُون‏ (عنکبوت/64) اين زندگى دنيا چيزى جز سرگرمى و بازى نيست و زندگى واقعى سراى آخرت است، اگر مى‏دانستند! خداوند انسان های کوته بین و آخور نگر را از واقعیت زندگی ، نا آگاه می شمرد و می فرماید : يَعْلَمُونَ ظاهِراً مِنَ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غافِلُون‏ (روم/7) آنها فقط ظاهرى از زندگى دنيا را مى‏دانند و از آخرت (و پايان كار) غافلند! .
    در بینش قرآن ، اگر انسان ها از نسیم لطیف وحی محروم شوند و از موعظه خداوند ، بهره نگیرند ، مردگانی متحرک و مردارهایی بی ارزشند .
    تنها موجودی که دارای زندگی واقعی است ، خداوند است كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ وَ يَبْقى‏ وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ (الرحمن /26-27) همه كسانى كه روى آن [زمين‏] هستند فانى مى‏شوند، و تنها ذات ذو الجلال و گرامى پروردگارت باقى مى‏ماند . و او به انسان که گُل سر سبد آفرینش است ، حیات جاودانه عنایت می کند تا در دوران زندگی مادی ، زمینه های بروز استعداد جاودانه خود را محقق کند .
    انسان کامل ، مشتاق ملاقات پروردگار خویش است به سوی او می شتابد . يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ إِنَّكَ كادِحٌ إِلى‏ رَبِّكَ كَدْحاً فَمُلاقيهِ (انشقاق/6) اى انسان! تو با تلاش و رنج به سوى پروردگارت مى‏روى و او را ملاقات خواهى كرد . این نگرش نسبت به نظام هستی و فلسفه آفرینش ، مرگ را برای انسان لذت بخش و خوشایند می سازد تا از آن استقبال کند و جسم کم ارزش خویش را به کیمیای مرگِ سرخ ، شرف و شکوه بخشد .
    آزمودم مرگ من در زندگی است چون رهم زین زندگی پایندگی است
    اقتـلونی اقتلونـی یـا ثقات ان فی قتلی حیاتا فی حیات
    (سروش،3/499)
    انسانی که سرمست سبـوی دیدار یـار شود ، از همه آنچه او را اسیر کند ، آزاد می شود و بـه عـوامل پایـدار و مانـدگار می اندیشد . و در خون خویش می غلتد و نعره مستانه می زند . همه عوامل زبونی ، حقارت ، سستی ، خودباختگی از او می گریزند و به شکوهی پایدار و غروری ماندگار دست می یابد . از این روی پیر فرزانه جماران فرمود : در قاموس شهادت واژه وحشت نیست . (خمینی ،15/2)

    مبانی دینی فرهنگ ایثار و شهادت :
    فداکاری و از خود گذشتگی ، یک ارزش جهانی و فرا مذهبی است . همه انسان ها نسبت به افرادی که با شجاعت در مقابل ستم قد بر افراشته اند و تن به ذلّت و خواری نداده اند ، ادای احترام کرده و آنان را ستایش می کنند . حتی افراد ناتوان و زبونی که جرأت اظهار وجود در برابر ستم و یارای مخالفت با ستمگری نیافته اند ، نسبت به انسان های قهرمان و مقاوم ابراز احترام می کنند.
    پیامبر عزیز اسلام (ص) ، قبل از بعثت در پیمان حلف الفضول که فلسفه آن دفاع از مظلومان و ستمدیدگان بود شرکت کرد . چون به رسالت مبعوث شد ، فرمود : در خانه عبدالله بن جدعان ، شاهد پیمانی بودم که اگر مالک همه شتران سرخ مو بودم ، مرا چنین شادمان نمی کرد و اگر در اسلام نیز کسی بر این اساس از من یاری بطلبد آماده یاری او هستم (ابراهیمی/133)
    حملات انتحاری مجاهدان گمنام مسلمان ، علیه صهیونیست غاصب و زورگو، بدون ملاحظه سن و جنسِ قهرمانان آن ، مورد تقدیر و تحسین همه حق طلبانه جهان است .
    ایثار و شهادت ، جایگاه فوق العاده ارزشمندی در فرهنگ دینی دارد . آنچه کرامت و عزّت انسان را تثبیت و تقویت می کند و روح متلاطم و پویای او را به نهایت کمال و اوج تعالی رهنمون می شود ، در این حقیقت متجلی است . ایثار و شهادت ، منشأ تربیت انسان جاودانه و جاودانگی انسان است و حقیقت وجود او را تبیین و تفسیر می کند .
    برخی از مبانی ، این حرکت عمیق انسانی در فرهنگ دین ، عبارتند از :

    الف ) از اویی و به سوی اویی
    در نگرش الهی ، انسان مورد عنایت خاص خداوند است . حضرت حق تعالی او را برای معرفت نسبت به خویش و عبودیت در برابر خود آفریده است . وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُونِ ( ذاریات /56) من جنّ و انس را نيافريدم جز براى اينكه عبادتم كنند (و از اين راه تكامل يابند و به من نزديك شوند) . عبوديت نهايت و اوج تكامل انسان و قرب او به خدا است . عبوديت كامل آن است كه انسان جز به معبود واقعى يعنى كمال مطلق نينديشد ، جز در راه او گام بر ندارد ، و هر چه غير او است ، را فراموش كند، حتى خويشتن را (مکارم، 22/387) انسان پس از گذر از این گردنه های صعب العبور ، به محضر حضرت حق بار می یابد و مشمول عنایت خاص او می شود . خداوند عزیز ، انسانی را که به ارزش خویش پی نبرده و به انتخاب راه هدایت توفیق نیافته است ، چنین توصیف می کند ؛ ولى او از آن گردنه مهمّ نگذشت! و تو نمى‏دانى آن گردنه چيست. آزادكردن برده‏اى، يا غذا دادن در روز گرسنگى ... يتيمى از خويشاوندان، يا مستمندى خاك‏نشين را ، اینها روزنه های وصل است ، زیرا انسانی که به جسم خود وابسته است و از آنچه مایه تقویت و فربهی روح است ، غفلت می کند ، راز زندگی جاودانه را نیافته و گوهر وجود خویش به بهایی اندک فروخته است .
    گذر موفقیت آمیز و استوار از آزمون های دشوار الهی و بردباری و استقامت در برابر ناملایمات و مشکلات ، لذت ارتباط با خداوند را فراهم می آورد
    وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْ‏ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرينَ الَّذينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصيبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُون‏ (بقره / 155-156) قطعاً همه شما را با چيزى از ترس، گرسنگى، و كاهش در مال ها و جان ها و ميوه‏ها، آزمايش مى‏كنيم و بشارت ده به استقامت‏كنندگان. آنها كه هر گاه مصيبتى به ايشان مى‏رسد، مى‏گويند: «ما از آنِ خدائيم و به سوى او بازمى‏گرديم‏ »
    پس بر مبنای فرهنگ « ازویی و به سوی اویی» ، انسان پیوسته آماده حضور در آزمون های دشوار است و چون سنگی گرانبها از کوره آزمون های سخت می گذرد تا گوهر خالص و ناب وجودش آشکار گردد .
    آنان که به ندای خیرخواهانه فَأَینَ تَذهَبوُنَ (تکویر/26) پس به كجا مى‏رويد؟ و دعوت آسمانی فَفِرّوا إلی اللهِ (ذاریات/50) پس به سوى خدا بگريزيد ، اعتنا نمی کنند ، در مواجهه با حوادث سهمگین قیامت به دنبال راه فرار می گردند يَقُولُ الْإِنْسانُ يَوْمَئِذٍ أَيْنَ الْمَفَرُّ (قیامت/10) آن روز انسان مى‏گويد: «راه فرار كجاست؟!» و پاسخ می شنوند : كَلاَّ لا وَزَرَ إِلى‏ رَبِّكَ يَوْمَئِذٍ الْمُسْتَقَر(قیامت /11-12) هرگز چنين نيست، راه فرار و پناهگاهى وجود ندارد آن روز ، قرارگاه نهايى تنها به سوى پروردگار تو است‏ . شکوه به سویی اویی آنگاه به نهایت می رسد که بانگ می زنند : لِمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ حكومت امروز براى كيست؟ ‏ و همه ناگزیر فریاد می زنند : لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّار براى خداوند يكتاى قهّار است ( غافر /16)

    ب ) کرامت و منزلت انسان :
    انسان ها دو گونه اند : عده ای زبون ، ذلیل و خود باخته اند و با سستی و تن پروری به پروار کردن جسم خود می پردازند و با هر طعمه ای می سازند و در هر مزبله ای رحل اقامت می افکنند. و هرگز خود را برای رویارویی با موانع تکامل مهیا نمی کنند و بر زمین چسبیده اند . قرآن کریم آنان را توبیخ می کند و می فرماید : يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا ما لَكُمْ إِذا قيلَ لَكُمُ انْفِرُوا في‏ سَبيلِ اللَّهِ اثَّاقَلْتُمْ إِلَى الْأَرْضِ أَ رَضيتُمْ بِالْحَياةِ الدُّنْيا مِنَ الْآخِرَةِ فَما مَتاعُ الْحَياةِ الدُّنْيا فِي الْآخِرَةِ إِلاَّ قَليل‏ (توبه/38) اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! چرا هنگامى كه به شما گفته مى‏شود: «به سوى جهاد در راه خدا حركت كنيد!» بر زمين سنگينى مى‏كنيد (و سستى به خرج مى‏دهيد)؟! آيا به زندگى دنيا به جاى آخرت راضى شده‏ايد؟! با اينكه متاع زندگى دنيا، در برابر آخرت، جز اندكى نيست‏ .
    اینان از اوج شکوه به کنج ذلت خزیده اند و هویت و شخصیت عظیم انسانی خویش را پاس نداشته و حرمت روح متعالی را نشناخته و خود را موجودی بیهوده و بی ارزش پنداشته اند . و در امور زندگی به طفیلی گری تن داده اند اما گروه دوم ، از لذّت معرفت بهره مند شده و با چشمان باز پا به عرصه آفرینش نهاده اند و در پرتو عظمتی که خداوند به آنان ارزانی داشته و همه موجودات هستی را در برابر اراده آنان رام و مسخر کرده ، به بهره گیری از لذائذ معنوی پرداخته و در کشتزار طبیعت در پی به دست آوردن مغز و ریشه نعمت های الهی کوشیده اند . سبک بار و چالاک پا در میدان فداکاری نهاده و رضایت خداوند را بر همه چیز ترجیح داده اند و در اوج ندای خوش آمد ملائک پا بر عرصه بهشت نهاده اند . اینان به عظمتی دست یافته اند که خداوندی که کمال مطلق و مطلق کمال است و هرگز در وعده اش ناراستی و کژی وجود ندارد ، خریدار جان آنان است .
    إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى‏ مِنَ الْمُؤْمِنينَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ ‏(توبه /111) خداوند از مؤمنان، جانها و اموالشان را خريدارى كرده ، كه (در برابرش) بهشت براى آنان باشد .
    علی (ع) انسان برتر و برترین انسان عالم آفرینش پس از پیامبر اعظم (ص) ، تجسم عینی این آیه شریفه قرآن است . او که ارزش واقعی خویش را شناخته است ، بدون هراس و فقط برای حفظ جان رسول خدا (ص) در بستر او می آرمد و این مدال افتخار را برای بشریت به ارمغان می آورد .
    پیامبر عزیر اسلام (ص) فرمود : إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَغْنَى أُمَّتِي بِسَنَابِكِ خَيْلِهَا وَ مَرَاكِزِ رِمَاحِهَا (کلینی،5/2) خداوند امت مرا به وسیله سم اسب ها و فروگاه نیزه ها بی نیاز کرد . همچنین می فرماید : مَا مِنْ قَطْرَةٍ أَحَبَّ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ قَطْرَةِ دَمٍ فِي سَبِيلِ اللَّهِ (کلینی،5/ 53) هیچ قطره ای نزد خداوند عزیز و بزرگ ، محبوب تر از قطره خونی که در راه خدا ریخته شود ، نیست . هیچ وقت خون شهید هدر نمی رود ، خون شهید به زمین نمی ریزد ، خون شهید هرقطره اش تبدیل به صدها قطره ، و هزارها قطره ، بلکه به دریایی از خون می گردد و در پیکر اجتماع وارد می شود .

    ج ) پویایی و تکامل انسان :
    برخی از انسان ها ، بسان عنکبوت خود را در تارهایی که می بافند ، زندانی می کنند و پیوسته کاخ های خیالی خود را برای صید موجودات ضعیف زینت می بخشند ، غافل از آنکه سست ترین خانه ها ، خانه عنکبوت است .
    اینان زندانی خویش اند . طبیعت ، جامعه و تاریخ را در قالب ذهن ناتوان خویش تفسیر می کنند . اهل هجرت حرکت ، سازندگی ، ارتباط با مردم و مشاهده حقایق عالم نیستند .
    اما گروهی از انسان ها ، اهل حرکت و هجرتند و لحظه ای آرام نمی گیرند و ایستایی و سکونت را موجب مرگ و خواری می دانند .
    ما زنده از آنیم که آرام نگیریم موجیم که آرامش ما در عدم ماست
    پیوسته می کوشند تا گامی به پیش بردارند و با موانع راه بستیزند . هجرت اصل حیاتی و مهم زندگی آنان محسوب می شود . زیرا تاریخ پر شکوه اسلام با هجرت آغاز می شود .
    تلاش انسان ، موتور محرکی است که پیوسته انرژی تولید می کند و زمینه رشد و تعالی جامعه را فراهم می آورد اگر این موتور بی حرکت بماند و درجا بزند ، پس از مدتی توان خود را از دست می دهد . لازمه رشد انسان ، پویایی و تحول است .
    البته هر تلاشی موجب سعادت نیست ، برخی از انسان های تلاشگر در بیراهه گام می زنند و در کویر بذر می پاشند و جز حنظل درو نمی کنند .
    شهید با خون خود در کالبد جامعه روح حرکت و حماسه می آفریند و جامعه را از سکون و رکود باز می دارد .
    مطهری می نویسد : بزرگ ترین خاصیت شهید حماسه آفرینی اوست . در ملت هایی که روح حماسه ، مخصوصا حماسه الهی می میرد ، شهید آن حماسه ی مرده را از نو زنده می کند ، لذا اسلام همیشه نیازمند به شهید است ، حماسه های جدید و افرینش های تازه . (ص104)

    د ) نیکوکاری کامل و كمال نیکوکاری :
    قرآن کریم ، بالاترین درجه نیکوکاری را انفاق و گذشت از آنچه که مود علاقه شدید انسان است ، معرفی می کند و می فرماید : لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّون‏ (آل عمران /92) هرگز به (حقيقت) نيكوكارى نمى‏رسيد مگر اينكه از آنچه دوست مى‏داريد، (در راه خدا) انفاق كنيد . و در سوره هل اتی که سند عظمت و شکوه ائمه اهل بیت (ع) است ، رمز این عظمت را در انفاق آنچه که مورد علاقه آنان بود معرفی می کند و می فرماید : وَ يُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلى‏ حُبِّهِ مِسْكيناً وَ يَتيماً وَ أَسيرا ( انسان/31) و غذاى (خود) را با اينكه به آن علاقه (و نياز) دارند، به «مسكين» و «يتيم» و «اسير» مى‏دهند!
    تفسیر نمونه در توضیح این آیه نوشته است : اطعام كردن آنها ساده نيست، بلكه توأم با ايثار در هنگام نياز شديد است، و از سوى ديگر اطعامى است گسترده كه انواع نيازمندان را از" مسكين" و" يتيم" و" اسير" شامل مى‏شود، و به اين ترتيب رحمتشان عام و خدمتشان گسترده است... ضمير در" عَلى‏ حُبِّهِ" به" طعام" باز مى‏گردد، يعنى در عين اينكه علاقه به طعام‏ دارند آن را انفاق مى‏كنند، و به اين ترتيب شبيه چيزى است كه در آيه "لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ:"(آل عمران/92) است به نیکوکارى نمى‏رسيد تا از آنچه دوست داريد انفاق كنيد". ( مکارم ،1374،ج25/353)
    بالاترین چیزی که مورد علاقه انسان است ، جان اوست . حب نفس یکی از مهم ترین عوامل حیات انسان و موجب رقابت ، تلاش ، خلاقیت است . آنگاه که انسان به اوج عظمت و فداکاری برسد ، بهترین سرمایه زندگی که جان اوست را در راه خدا ایثار می کند .
    کسانی که به انگیزه دفاع از حقوق انسانی و پاسداری از حریم ارزشی جامعه بشری فداکاری می کنند ، مورد تکریم و مایه افتخار همه انسان ها هستند . اعتقاد به خدا و قیامت علاوه بر تبیین انگیزه معنوی فداکاری ، پاداش مضاعف الهی را نیز تأمین می کند . مجاهده و فداکاری در مکتب اسلام ، فروش جان ناقابل خویش به خالق جان ها و خداوند عزیز است و اوج اعتلای انسان است .
    شهید با خون خود یعنی تمام وجود و هستی خود ارزش ، ابدیت و جاودانگی می یابد . خون شهید برای همیشه در رگ های اجتماع می جهد . پیامبر عزیز فرمود : فَوْقَ كُلِّ ذِي بِرٍّ بِرٌّ حَتَّى يُقْتَلَ الرَّجُلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَإِذَا قُتِلَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَلَيْسَ فَوْقَهُ بِر (کافی، 2/348) برتر و بالاتر از هر نیکوکاری ، نیکوکار دیگری است ، تا آنگاه که در راه خدا شهید شود ، وقتی که در راه خدا شهید شد ، دیگر بالاتر از او کسی نیست .
    و نیز فرمود : إِنَّ أَبْخَلَ النَّاسِ مَنْ بَخِلَ بِالسَّلَامِ وَ أَجْوَدَ النَّاسِ مَنْ جَادَ بِنَفْسِهِ وَ مَالِهِ فِي سَبِيلِ اللَّهِ تَعَالَى (نوری ،11/8 - مجلسی، 73/12) بخیل ترین انسان ها کسی است که در سلام کردن ، بخل بورزد و بخشنده ترین انسان ها ، کسی است که جان و مال خویش را در راه خدا ، بذل و ایثار نماید .

    هـ ) مسابقه در نيكي ها
    دنیا محل رقابت و مسابقه است . انسان فطری و سلیم النفس می کوشد تا با کسب فضائل اخلاقی ، علمی ، هنری و ... گوی سبقت را از همنوعان خود برباید . رمز پویایی زندگی آن است که انسان در بروز استعدادها و کمالات خود بکوشد . این انگیزه به قدری قوی است که گاه موجب می شود که انسان برای خود فضائل دروغین ادعا کند ، تا موقعیت و منزلتی برای خود فراهم آورد . کفار مدعی هستند که ما اهل کارهای نیک و پسندیده هستیم و اگر در پذیرش دین خیر و نیکی وجود می داشت ، دیگران در قبول آن از ما سبقت نمی گرفتند . وَ قالَ الَّذينَ كَفَرُوا لِلَّذينَ آمَنُوا لَوْ كانَ خَيْراً ما سَبَقُونا إِلَيْهِ وَ إِذْ لَمْ يَهْتَدُوا بِهِ فَسَيَقُولُونَ هذا إِفْكٌ قَديم‏ (احقاف/11) كافران درباره مؤمنان چنين گفتند: «اگر (اسلام) چيز خوبى بود، هرگز آنها (در پذيرش آن) بر ما پيشى نمى‏گرفتند!» و چون خودشان بوسيله آن هدايت نشدند مى‏گويند: «اين يك دروغ قديمى است!» .
    این سخن کفّار ، نشان دهنده آن است که سبقت و رقابت امری فطری و لازمه زندگی انسان است . و به همین دلیل ریا کاری و تظاهر به فضائل اخلاقی ، علم و ... در زندگی انسان آشکار می شود . و اسلام به شیوه های مختلف می کوشد تا انگیزه های انسان را تعالی بخشد و او را از ریا باز دارد و ادعای فضائل دروغین را نفاق و گناه می شمارد . البته مسابقه و رقابت سالم را ارج می نهند و می فرماید: وَ السَّابِقُـونَ السَّابِقُـونَ ،أُولئِكَ الْمُقَرَّبُـون‏
    (واقعه/10-11) و (سومين گروه) پيشگامان پيشگامند، آنها مقرّبانند!
    حال که انسان ناگزیر از رقابت است ، توصیه قرآن آن است که انسان ها در میدان نیکی ها باهم به رقابت بپردازند و آن را به امور غیر اخلاقی و ضد انسانی آلوده نکنند . فَاسْتَبِقُوا الْخَيْرات‏ (مائده/48) پس در نيكي ها بر يكديگر سبقت جوييد! و یکی از ویژگی های برجسته انسان های مؤمن را حضور در عرصه رقابت سازنده و مفید معرفی می کند و می فرماید : أُولئِكَ يُسارِعُونَ فِي الْخَيْراتِ وَ هُمْ لَها سابِقُون‏ (مؤمنون/61) (آرى) چنين كسانى در خيرات سرعت مى‏كنند و از ديگران پيشى مى‏گيرند (و مشمول عنايات ما هستند). قرآن کریم یکی از جلوه های مهم این مسابقه را طلب مغفرت خداوند و جلب رضایت او معرفی کرده و فرموده است : سابِقُوا إِلى‏ مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُم‏ (حدید/21) به پيش تازيد براى رسيدن به مغفرت پروردگارتان‏ .
    بدون تردید یکی از زمینه های مسابقه جهان ، برداشتن موانع رشد و تکامل معنوی جامعه است و آن نیازمند فداکاری ، از خود گذشتگی و ایثار جان و مال و آمادگی برای استقبال از جهاد و شهادت است .
    انسان در میدان مبارزه حق و باطل برای دفاع از آرمان های اصیل معنوی ، که بالاترین درجه خیر و نیکی است تلاش می کند و با درک شهادت در مغفرت و رحمت الهی غرق می شود .
    پیامبر اسلام (ص) فرمود : أَوَّلُ قَطْرَةٍ مِنْ دَمِ الشَّهِيدِ كَفَّارَةٌ لِذُنُوبِهِ إِلَّا الدَّيْنَ فَإِنَّ كَفَّارَتَهُ قَضَاؤُهُ (صدوق ، 3/183)
    اولین قطره ای از خون شهید که بر زمین می افتد ،کفاره گناهان او (و موجب آمرزش او ) می شود . مگر بدهی به دیگران که کفّاره آن ادای آن است .
    نکته قابل تأمل در این روایت ، عنایت ویژه اسلام به حق الناس است که حتی خون شهید با آن همه قداست و عظمت نمی تواند ، آن را تأمین کند.
    و ) انتخاب مرگ ( مرگ آگاهانه )
    امام علی (ع) می فرماید : اگر انسان را از مرگ گریزی نیست ، بهتر است که با شمشیر در راه خدا کشته شود
    و إن تكن الأبدان للموت أنشأت فقتل امرئ بالسيف في الله أفضل‏
    (علی(ع)/315)
    اگر بدن (انسان ها) برای مرگ آفریده شده است ، کشته شدن انسان با شمشیر با ارزش تر است .
    و تأکید می کند که تحمل هزاران ضربه شمشیر ، آسان تر از پذیرش مرگ در بستر است .
    إِنَّ أَفْضَلَ الْمَوْتِ الْقَتْلُ وَ الَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ لَأَلْفُ ضَرْبَةٍ بِالسَّيْفِ أَهْوَنُ عَلَيَّ مِنْ مِيتَةٍ عَلَى فِرَاش‏ (کافی ، 5/53)
    همانا بالاترین نوع مرگ ، شهادت است . و سوگند به کسی که جانم در دست اوست ، تحمل هزار ضربه شمشیر، از مردن در بستر آسان تر است .
    شهید با آگاهی از اینکه ، میدان جهاد محل فداکاری ، از خود گذشتگی و شهادت است ، از کام جویی مادی دل می کند و به میدان ایثار پا می گذارد . او تسلیم مرگ نمی شود ، بلکه مرگ را تسلیم خود می کند .
    مرگ اگر مرد است آیـد پیش من تـا کشم خوش در کنارش تنگ تنگ
    من از او جـانی برم بی رنگ و بــو او ز من دلقی ستانـد رنگ رنگ
    ( مولوی ، دیوان شمس)
    کسانی که آگاهانه پا درعرصه جهاد می گذارند ، درب مخصوص بهشت را به روی خود می گشایند و خود را از آفات سستی و تن پروری رهایی می بخشند .
    امام علی (ع) فرمودند : أَمَّا بَعْدُ فَإِنَّ الْجِهَادَ بَابٌ مِنْ أَبْوَابِ الْجَنَّةِ فَتَحَهُ اللَّهُ لِخَاصَّةِ أَوْلِيَائِهِ وَ هُوَ لِبَاسُ التَّقْوَى وَ دِرْعُ اللَّهِ الْحَصِينَةُ وَ جُنَّتُهُ الْوَثِيقَةُ فَمَنْ تَرَكَهُ رَغْبَةً عَنْهُ أَلْبَسَهُ اللَّهُ ثَوْبَ الذُّل ... (شهیدی،27)
    اما بعد ، جهاد ، دری است از درهای بهشت که خدا به روی گُزیده دوستان خود گشوده است و جامه تقوی‏ است که بر تن پوشیده است . زره استوار الهی است که آسیب نبیند و سپر محکم اوست (که تیر در آن ننشیند) هر که جهاد را واگذارد و ناخوشایند داند ، خدا جامه خواری بر تن او پوشاند و ...
    آنان وارد میدان کارزار می شوند زیرا می دانند که مجاهدان فی سبیل الله مورد علاقه و محبت خدا هستند و خداوند آنان را دوست دارد . إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذينَ يُقاتِلُونَ في‏ سَبيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُمْ بُنْيانٌ مَرْصُوص‏ ( صف/4) خداوند كسانى را دوست مى‏دارد كه در راه او پيكار مى‏كنند گويى بنايى آهنين‏اند .

    ز ) اخلاص
    مطهری می نویسد : شهادت واژه ای است که در اسلام قداست خاصی دارد ، در عرف خاص اسلامی هاله ای از نور این کلمه را فرا گرفته است . این کلمه در همه عرف ها توأم با قداست و عظمت است ، چیزی که هست معیارها و ملاک ها متفاوت است . از نظر اسلام هر کس به مقام و درجه شهادت نائل آید ، یعنی واقعا در راه هدف های عالی اسلامی ، به انگیزه برقراری ارزش های واقعی بشری کشته بشود به یکی از عالی ترین و راقی ترین درجات و مراتبی که یک انسان ممکن است در سیر صعودی خود نائل شود ، رسیده است .
    شهید کسی است که با فداکاری و از خود گذشتگی خود و با سوختن و خاکستر شدن خود محیط را برای دیگران مساعد می کند .
    مثل شهید مثل شمع است که خدمتش از نوع سوختن ، فانی شدن و پرتو افکندن است ، تا دیگران در این پرتو که به بهای نیستی او تمام شده بنشینند و آسایش بیابند و کار خویش را انجام دهند . آری شهدا شمع محفل بشریتند .
    آنان كه هستي خويش را براي وصال دوست ، مهيا كرده اند ، از دام هاي منيّت رهيده و شيطان را در بند كشيده و او را به يأس كشانده اند . (مطهری ، صص72-84)
    شهید به تعریف و تمجید دیگران دل نبسته است ، یعنی در جامعه حضور فیزیکی ندارد که به ارتقای ظاهری در نظر مردم و کسب اعتبار و شئون فردی دل خوش کند . او با نهایت اخلاص و به دور از هر گونه تعلّقی جان خویش را تقدیم دوست می کند تا به اعتلا و تداوم آرمان های معنوی ، کمک کند و همین صفا موجب قداست، شهرت و جاودانگی اوست .
    یکی از آفات مهم اعمال انسان که موجب تباهی ، حبط و زوال اعمال انسان می شود و خطرناک ترین دشمن انسان ، " ریا " است ، که همانند موریانه ، کارهای نیکوی انسان را از درون تهی می کند و همه چیز را به آتش می کشد . بدون تردید یکی از مصادیق زیانکارترین چهره های انسان قرآنی ، ریاکاران هستند . قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالْأَخْسَرينَ أَعْمالاً الَّذينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعا (کهف/103-104) بگو: «آيا به شما خبر دهيم كه زيانكارترين (مردم) در كارها، چه كسانى هستند؟ آنها كه تلاشهايشان در زندگى دنيا گم (و نابود) شده با اين حال، مى‏پندارند كار نيك انجام مى‏دهند!»
    اما شهدا به درجه خلوص رسیده و از دام شیطان گریخته اند . قالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعينَ إِلاَّ عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصين‏ (ص/82-83) گفت: «به عزّتت سوگند، همه آنان را گمراه خواهم كرد، مگر بندگان خالص تو، از ميان آنها!»
    برو این دام بر مرغی دگر نه که عنقا را بلند ست آشیانه
    (حافظ/268)

    ح ) زندگي راستين
    در منطق شهید ، مرگ انتقال از جهانی به جهان دیگراست و رابطه انسان با جهان و روح با بدن از نوع رابطه کشاورز و مزرعه است . پیامبر عزیز فرمود : الدُّنیا مَزرَعَهُ الآخِرَه (مجلسی، 67/225) دنیا مزرعه آخرت است.
    شهید از اولیای خداوند ست . او بر خلاف دیگران که فقط ظاهر دنیا را دریافته اند و از آخرت (و پايان كار) غافلند! حقیقت همه امور را دریافته است و همه چیز را فانی در ذات اقدس الهی می داند . شهید به درجه ای از شوق رسیده است که روحش تاب ماندن در جسم ندارد و بی تاب اذن الهی است تا پر بکشد و به قرارگاه اصلی خود برود . وَ لَوْ لَا الْأَجَلُ الَّذِي كَتَبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ لَمْ تَسْتَقِرَّ أَرْوَاحُهُمْ فِي أَجْسَادِهِمْ طَرْفَةَ عَيْنٍ شَوْقاً إِلَى الثَّوَابِ وَ خَوْفاً مِنَ الْعِقَاب‏ ( شهیدی، خ193/225 ) و اگر نه این است که زندگی شان را مدتی است که باید گذراند ، جانهایشان یک چشم به هم زدن در کالبد نمی ماند ، از شوق رسیدن به پاداش – آن جهان - یا از بیم ماندن و گناه کردن – در این جهان - .
    شهید با مرگ خود به جاودانگی می رسد و زندگی خویش را از سطح ظاهری بالا می برد . خداوند کریم می فرماید : وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلُوا في‏ سَبيلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُون‏ (آل عمران /169) (اى پيامبر!) هرگز گمان مبر كسانى كه در راه خدا كشته شدند، مردگانند! بلكه آنان زنده‏اند، و نزد پروردگارشان روزى داده مى‏شوند.
    علی (ع) فرمود : به خدا که با مردن ، چیزی به سر وقت من نیامد که آن را نپسندم و نه چیزی پدید گردد که آن را نشناسم ، بلکه چون جوینده آب به شب هنگام بودم که ناگهان به آب رسد ، یا خواهانی که آنچه را خواهان است بیابد " وآنچه نزد خداست ، نیکوکاران را بهتر است " (شهیدی ، ن23/ 284)
    دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند اندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند
    بی خـود از شعشه پرتـو ذاتم کردنـد بـاده از جام تجلّـی صفاتم دادنـد
    چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی آن شبِ قدر که این تازه براتم دادنـد
    (حافظ/114)
    در صحیفه نور می خوانیم : شهداء ، شمع محفل دوستانند ، شهداء در قهقهه مستانه شان و در شادی وصولشان عند ربهم یُرزقون اند و از نفوس مطمئنه ای هستند که خطاب فَادْخُلي‏ في‏ عِبادي وَ ادْخُلي‏ جَنَّتي‏ پروردگارند . اینجا صحبت عشق است و عشق . قلم در ترسیمش بر خود می شکافد . (خمینی،21/147)
    اهمیت شهید به قدری است که آنگاه که پیامبر (ص) ، تسبیحات اربعه را به فاطمه زهرا (س) تعلیم داد . آن حضرت از تربت حمزه شهید ، تسبیح ساخت و با این عمل خود به قداست شهید و جاودانگی او رسمیت بخشید . امام صادق (ع) فرمودند: إِنَّ السُّجُودَ عَلَى تُرْبَةِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (ع) يَخْرِقُ الْحُجُبَ السَّبْعَ (آملی،5/366) سجده بر تربت حسین (ع) حجاب های هفتگانه را پاره می کند . اگر انسان ارزش شهید را درک کند ، خاک تربت او به نمازش ارزش می دهد .
    راز بقای شهید آن است که حرکت او یک بعد عقلی دارد و از ناحیه منطق حمایت می شود و از طرف دیگر در عمق احساسات و عواطف راه یافته است . از این روی ائمه توصیه کرده اند تا بر شهادت امام حسین (ع) گریه کنیم ، این گریه ها ، نهضت امام حسین (ع) را در اعماق جان مردم فرو می برد .

    ط ) تأسي به الگوهاي جاودانه
    انسان موجودی قهرمان آفرین و الگو ساز است . قرآن کریم پیامبر عزیز اسلام (ص) را به عنوان الگوی متعالی بشریت معرفی کرده و می فرماید : لَقَدْ كانَ لَكُمْ في‏ رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَة (احزاب/21) مسلّماً براى شما در زندگى رسول خدا سرمشق نيكويى بود . همچنین حضرت ابراهیم و پیروان واقعی او را الگوی مناسبی برای هدایت جامعه معرفی می کند : قَدْ كانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ في‏ إِبْراهيمَ وَ الَّذينَ مَعَه‏ (ممتحنه/4) براى شما سرمشق خوبى در زندگى ابراهيم و كسانى كه با او بودند وجود داشت‏ . این الگوهای جاودانه برای دفاع از حق مردم و پیشبرد آرمان های والای الهی از همه چیز خود گذشتند . آزمون های سخت الهی را پشت سر گذاشتند تا ارزش های والای انسانی را تحقق بخشند . در این میان امام حسین (ع) بنیان گذار الگوی کامل و بی بدیلی در تاریخ بشریت است . قیام سرخ او و یارانش همه تبهکاران و طغیان گران را در طول تاریخ رسوا کرد و نمونه ای روشن از جهاد آرمانی را به منصه ظهور آورد . او فریاد بر آورد که : إِن كانَ ديِنُ مُحَمَّدٍ لا يَستَقِمُ إِلّا بِقَتلِي فَيا سُيوُفُ خُذِيني اگر دین محمد (ص) جز با قتل من استوار نمی گردد ، ای شمشیرها مرا دریابید .
    امام حسین (ع) قربانی هوس های جاه طلبانه دیگران نیست . او با ایستادگی آگاهانه و مقاومت هشیارانه در راه هدف مقدس به شهادت رسید . او با توجه به عواقب سختی که در انتظار او و خانواده اش بود ، زیر بار بیعت نرفت و سکوت را در آن شرایط گناهی عظیم تلقی می کرد .
    ندای جهانی حسین (ع) دعوت به آزادگی و حرّیت است که می فرماید :
    يَا شِيعَةَ آلِ أَبِي سُفْيَانَ إِنْ لَمْ يَكُنْ لَكُمْ دِينٌ وَ كُنْتُمْ لَا تَخَافُونَ الْمَعَادَ فَكُونُوا أَحْرَاراً فِي دُنْيَاكُم‏ (مجلسی، 45/51)
    ای پیروان آل ابو سفیان ! اگر دین ندارید و از معاد نمی ترسید ، [لااقل] در زندگی دنیوی خود از آزادگان باشید .
    حسین (ع) الگوی همه کسانی است که در پی سلطنت و قدرت دروغین دنیوی و رقابت برای جمع مال و ثروت اندوزی نیستند و دل در گرو برداشتن موانع تکامل دین و اجرای دستورات خداوند دارند .
    حسین (ع) نمونه والا و متعالی انسان هایی است که شهادت در راه خدا را همانند گردن بندی بر گردن دختران جوان می بینند که مایه زیبایی و جذابیت آنان است و شهادت مایه زیبایی و رونق دین . آنان که نسبت به مرگ اشتیاقی همانند شوق یعقوب در دیدار یوسف دارند .
    امام حسین (ع) ، سید الشهداء و بالاترین اسوه و مقتدای کسانی است که چون می بینند که به حق عمل نمی شود و از باطل جلوگیری به عمل نمی آید ، بی تاب رؤیت حق و ملاقات خداوند می شوند و فریاد بر می آورند که : وَ إِنِّي لَا أَرَى الْمَوْتَ إِلَّا سَعَادَةً وَ الْحَيَاةَ مَعَ الظَّالِمِينَ إِلَّا بَرَما ( مجلسی ، 44/192)من مرگ را جز سعادت و زندگی با ستمکاران را جز ملالت و خستگی و کسالت نمی بینم .
    حسین (ع) در بستر پیامبر (ص) آرمیده و از پستان فاطمه شیر نوشیده و از قبیله نور و از خاندان طهارت و تقوی است ، او فریاد بر می آورد : " هیهات منّا الذِّله " و تأکید می کند که آگاه باشید که این انسان پست و بی خاندان و بی اصالت مرا میان دو امر مخیر کرد ؛ جنگیدن با شمشیر و نوشیدن شربت شهادت یا تن دادن به ذلّت و خواری و یقینا ذلّت از ما دور است . خداوند ، رسول خدا ، مؤمنین و دامن های پاک و مقدسی که ما را در خود پرورش داده اند و انسان های بلند همت و استوار در راه حق ، آن را بر ما نمی پسندند . هرگز سزاوار نیست که ما به اطاعت انسان های فرو مایه و زشت سیرت تن دهیم و تسلیم هوس های حیوانی آنان شویم .
    امام (ع) نمونه ای کامل و متعالی است برای کسانی که به افراد پست و زبون ، دست بیعت نمی دهند و همانند بردگان در برابر ستم و ظلم سکوت نمی کنند .
    خوشم از سوختن خویش از آنک سوختم بزم تـو روشن کردم
    تا تو آسوده روی در ره خویش خـوی بـا گیتی رهزن کردم
    (اعتصامی،5)
    جمع بندی و نتیجه گیری :
    گرچه از نظر همه مردم جهان ، فداکاری و ایثارگری دارای ارزش و اعتبار است ، در مکتب اسلام و قرآن ، والایی انسان در پرتو روح الهی ، محقق می شود و شاخصه هایی چون " از اویی و به سوی اویی"، " کرامت و منزلت انسان " ، پویایی انسان " ،" کمال نیکویی " ، " مسابقه در نیکی ها " ، " مرگ آگاهانه" ، اخلاص " ، " زندگی راستین " و" تـأسی به الگوهای جاودانه " ، بالاترین درجه تکامل انسان را تبیین می کند و خداوندخریدار جان او می شود ، گناهان او بخشیده و درب مخصوص بهشت به روی او گشوده می شود . امام حسین (ع) و یارانش ، در حماسه کربلا ، بالاترین الگوی مجاهدت و شهادت را در طول تاریخ بشریت ، خلق کردند .

    منابع و مؤاخـذ :
    1 - ابراهیمی ورکیانی ، محمد ، تاریخ اسلام ، قم ، دفتر نشر معارف ،1382
    2 - آدمیت ، منوچهر ، گلچین غزلیات شمس ، تهران ، آتلیه هنر ، 1375
    3 - اعتصامي ، پروين ، گزيده قطعات ، اصفهان ، مشعل ، 1343
    4 - ابن ابي الحديد ، ابو حامد ، شرح نهج البلاغه ، قم ، كتابخانه مرعشي ، 1404
    5 – حافظ ، شمس الدين محمد ، ديوان حافظ ، به اهتمام جهانگير منصور ، تهران، نشر دوران، 1380
    6 - حر عاملي ، محمد ، وسائل الشيعه ... ، تهران ، مكتبه الاسلاميه ، 1391
    7 - حراني ، علی ابن شعبه ، تحف العقول ، قم ، جامعه مدرسين ، 1404
    8 – خمینی ، روح الله ، صحیفه نور ، تهران ، مؤسسه نشر آثار امام ، 1376
    9 - ديوان علي ( ع )، قم، پيام اسلام، 1369
    10 - سروش ، سید عبدالکریم ، مثنوی مولوی ، تصحیح و پیشگفتار ، تهران ، علمی و فرهنگی ، 1378
    11 - شهيدي ، سيد جعفر ، ترجمه نهج البلاغه ، تهران ، انتشارات علمي فرهنگي ، 1377
    12 - صدوق ، محمد ، من لا يحضره الفقيه ، تحقيق علي اكبر غفاري ، قم ، جامعه مدرسين ، 1404
    13 - طوسی ، محمد بن الحسن ، الاستبصار فیما اختلف من الاخبار ، تحقیق سید حسن خرسان ، دارالکتب الاسلامیه ، تهران ، 1390
    14 - كليني ، محمد بن یعقوب ، كافي ، بيروت ، دارالضواء ، 1371
    15 – مجلسي ، محمد باقر ، بحار الانوار الجامعه لعلوم الائمه الاطهار، بيروت ، دار احياء التراث العربي، 1403 ق
    16 - مطهری ، مرتضی ، قیام و انقلاب مهدی (عج) به ضمیمه شهید ، قم ، صدرا ، 1367
    17 - همو ، هجرت و جهاد ، تهران ، دفترمرکزی حزب جمهوری اسلامی ، 1360
    18 - مكارم شيرازي ، ناصر ، ترجمه قرآن ، قم ، مدرسه امام علي (ع) ، 1384
    19 - همو ، تفسیر نمونه ، تهران ، دارالکتب الاسلامیه ، 1374
    20 - همو ، ترجمه گويا و شرح فشرده نهج البلاغه ، با همكاري جعفر امامي و رضا آشتياني ، قم ، هدف ، بي تا
    21 - النوري الطبرسي، حسين بن محمد تقي، مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل، بيروت، مؤسسه آل البيت لاحياء التراث، 1408

    التماس دعا
نمايش بصورت RSS
Copyright 2008 © Farhangeisar.ir, All rights reserved.