عنوان : الگوسازی و الگوپذيری از منظر فرهنگ ایثار و شهادت
نویسنده : عزيز عسگری
از زماني كه ناآدميتهاي آدم بر شاخسار جذاب و ساقههاي فريبنده شجره ممنوعه نشست، از وقتي كه آدم با گناه نخستينش اسباب هبوط و فرودش را در دنيا فراهم نمود وبا سكنايش بنيانگذار زندگي جديد و تازه در عالم سفلي شد ابليس براي انتقال و عمل به سوگندش با فريفتن قابيل طعم تلخ عصيان و شرمندگي را در كام مصيبت زده آدم ريخت. هرچند وجودش از انديشه آمدن و نيامدن نياسوده بود، ليكن با عمل فرزندان خلف و ناخلفش با امتحانات و بلاياي سخت و دشوار، بابي براي ستودن، ستايش، اسوه والگو شدن براي نسلهاي بعدي خويش در شناسنامه هويت بشريت بنيان گذاشتند.
از اينجا بود كه زشتيها و زيباييها شكلي اسطورهاي به خود گرفتند تا اهريمنان را به ابليس و قابلي و مجاهدان ايثارگر فرشته خود را به هابيل و شهادت فرا خوانند!
بيشك آدمي با فطرت ميل اجتماعي كه در نهاد دارد از همان لحظات آغازين كه گروههاي كوچك شكلهاي قويتر و بزرگتري به خود گرفتند، زيستن و بودن در جمع و قرار گرفتن در جماعت سبب شد كه حماسهها، جانفشانيها، ايثارگريهاي شكيل و چالاكي، دهاكي و جسارت و جراتهاي جميل افراد برتر آن قبيله و اجتماع براي همه ستودني، شنيدني و غرورآفرين شود. چرا كه آن مردان جسور و بيباك با آفرينش و خلق صحنههاي زيبا و بديع انساندوستانه تحسين و تعجب همه را برميانگيختند، و اين چنين ميشد كه به خاطر محبوبيت و جايگاه والا و بزرگشان هر كسي آرزوي چون آنان بودن و دليري و مقام آنان را در ذهن ميپرورانيد.
بر اثر همين حماسهها و ازخودگذشتگيها و به خاطر آرامش و نجات ديگران و مقاومت در برابر متخاصمين كتاب قطور قهرمانان حماسهساز تاريخ ملتها شكل گرفت.
و اين گونه آن قهرمانان راستين سرمشق و الگويي براي جوانان و ديگران شدند و در قبيلهها و طايفههاي متفاوت به صورتهاي متناوب و گوناگوني ظهور يافتند.
به عنوان نمونه در يونان باستان زنان به جهت زاييدن مردان نيرومند و قوي و پرورش مردان سلحشور شكستناپذير از احترام خاصي برخوردار بودند، آنچنان كه «لوكورگوس» معتقد بود كه: «براي به دنيا آوردن مردان نيرومند و پرورش بيضعف و فتور آنان زناني سختكوش و آبديده لازم است» چرا كه در اين جوامع ابرانسانها و قهرماناني كه در جبهه جنگ براي دفاع از وطن و يا گسترش قلمرو از خود شجاعتي نشان ميدادند صاحب مدال افتخار ميشدند و در نزد دستگاههاي حكومتي و قبيلهاي چنان مورد احترام قرار ميگرفتند كه عزتشان براي هر انساني به صورت آرزو و امل بسيار بزرگي شكل ميگرفت و اين چنين روح سلحشوري و جانبازي خود به خود رد پيكره جامعه جريان مييافت و شركت در جنگ و كشته شدن در ميادين سهمگين مبارزه افتخار و سعادت بزرگي براي دودمانها و خانواده محسوب ميگرديد.. . .