به سایت فرهنگ ایثار خوش آمديد ورود | عضویت | كمك

جلوه شهادت در داستانهاي جنگ

  •   ۰۶:۱۴ ۱۵/۱۱/۱۳۸۶

    جلوه شهادت در داستانهاي جنگ

    عنوان : جلوه شهادت در داستانهاي جنگ
    مترجم :  
    نویسنده :  محمد جواد جزيني
    در نيمه دوم قرن بيستم جهان شاهد بزرگترين جنگ‌هاي تاريخ بشر بود. جنگ‌هايي وسيع و طولاني كه جان ميليون‌ها انسان را گرفت و ويراني‌هاي جبران ناپذير و گسترده‌اي برجاي نهاد.
    پيش و پس آن جنگ‌ها، بارها و بارها جنگ‌هاي بزرگ و كوچكتر هم به بهانه‌هاي قومي، ملي و استقلال طلبانه رخ داد.
    براي نويسندگان همواره جنگ‌ها دستمايه‌اي ارزشمند تلقي مي‌شود، تا از طريق آن بتوانند بخشي از حيات انساني را به نقد بكشند. سهم قابل توجهي از شاهكار‌هاي ادبي جهان با موضوع جنگ خلق شده است.
    لئون تولستوي با الهام از جنگ‌هاي روسيه و فرانسه روايتي از جنگ ناپلئون و الكساندر را تصوير مي‌كند. كي دوموپاسان از جنگ پروس و فرانسه روايت مي‌كند. و ارنست همينگوي از جنگ‌هاي بزرگ جهاني و نيروهاي داخلي سخن مي‌گويد. همچنين مي‌توان از رمان «اميد" آندره مالرو، اگر جنگ ادامه يابد «هرمان هسه" برادر كشي «نيكوس كارانتزاكيس" بيگانه وقتي رسيد به اسپانيا «هاينريش بل» در غرب خبري نيست «اريش ماريارمارك» شكست «اميل زولا» نشان سرخ دليري «استيون كرين» مرگ كسب و كار من است «روبرمرل» و... و ده‌ها اثر ديگر نام برد كه نويسندگانش با دستمايه قرار دادن جنگ تصويري از انسان ستيزه جو و صلح جو را به نمايش گذاشته‌اند.
    با هجوم ارتش عراق به مرزهاي جنوبي كشور ما در شهريور 1359 جنگي آغاز شد كه هشت سال به طول انجاميد. اين جنگ در تاريخ دويست ساله ايران بي‌سابقه بود. جنگي نسبتاً طولاني و گسترده كه خسارت‌هاي فراواني برجاي گذاشت. تاثير جنگ هشت ساله در حوزه‌هاي مختلف اقتصادي، سياسي، نظامي و فرهنگي قابل بررسي است.
    اين جنگ در حوزه ادبيات داستاني هم تاثير قابل توجهي گذاشت، به شكلي كه انعكاس اين رويداد بزرگ بربخشي از تاريخ ادبيات داستاني خصوصاً در دو دهة اخير سايه انداخته است و بي ترديد در آينده نيز اين تاثير خواهد بود.
    در اين پژوهش با هدف شناخت و تحليل جايگاه مفهوم شهادت در داستان جنگ به بررسي آثار داستاني(داستان بلند و رمان) جنگ تحميلي پرداخته مي‌شود. مبناي بررسي كتابشناسي توصيفي داستان‌هاي بلند و رمان جنگ در ايران است(1) اگرچه اين كتاب نخستين كتابشناسي داستانهاي جنگ به حساب مي‌آيد، اما كاستيهاي كمي و كيفي فراواني دارد. جستجو در مجموعه آثار دهه نخستين انقلاب با تكيه به فهرست اين كتابشناسي انجام شده است. اما مبناي اين تحقيق كليه رمانها و داستانهاي بلند جنگ منتشر شده از سال 1359 تا 1377 مي‌باشد. فهرست تكميلي كتابشناسي جنگ دفتر مطالعات ادبيات داستاني، مبناي تكميل اين پژوهش بوده است. اگرچه از سال 1377 تا به امروز آثار متعددي نيز در اين حوزه چاپ شده، اما در اين پژوهش مورد بررسي قرار نگرفته است.
    در اين پژوهش 46 رمان و داستان جنگ مورد بررسي قرار گرفته است. در طول اين سال‌ها بحث‌هاي فراواني پيرامون داستان جنگ انجام شده است. اما هنوز شايد تعريف روشن، جامع و مانع‌اي از داستان جنگ بيان نشده است.
    در اين مقاله اصطلاح داستان جنگ توسعاً به داستآن‌هايي اطلاق مي‌شود كه بيانگر رويداد‌ها و حوادث و تاثيرات جنگ باشد. از آنجا كه موضوع اين مقاله بررسي جايگاه مفهوم شهادت در داستآن‌هاي جنگ تحميلي است. در اين بررسي تنها داستان بلند و رمآن‌هايي بررسي مي‌شود كه صرفاً به جنگ عراق عليه ايران مي‌پردازد و آن بخش از آثاري كه به حوادث غير از جنگ مي‌پردازد مثل جنگ كردستان و... از دايره تحقيق خارج شده است. تنها 5 اثر از 46 اثر داستاني به جنگ ايران و عراق مربوط نمي‌شد.
    داستان جنگ در اين مقاله برابر واژه ايست براي Front كه اغلب در معناي ادبيات جبهه بكار مي‌برند. ادبياتي كه به صحنه‌هاي رزم مي‌پردازد. ادبياتي كه بوي باروت و انفجار و مرگ مي‌دهد.
    از همين ابتدا بايد اشاره كرد كه جنگ هشت ساله‌اي كه به ميهن ما تحميل شد به دلايلي با جنگ‌هاي متعارف جهان تفاوت داشت.جنگ‌ها را شايد بتوان از جهت انگيزه پديدآمدن به جنگ‌هاي استقلال طلبانه، جنگ‌هاي قومي و جنگ‌هاي سياسي تقسيم كرد.
    اما جنگ هشت ساله ما تجاوز آشكار يك ارتش مجهز با پشتوانه سياسي و نظامي چندين كشور بود، آن هم در برابر كشوري كه تازه به استقلال رسيده بود و تحول بزرگ انقلاب را پشت سر نهاده بود و با مشكلات خاص يك انقلاب نوپا هم روبر بود.
    آميختگي فرهنگ ديني و روحيه مقاومت و همت مردمي در برابر متجاوزان، شكلي از جنگ را پديد آورد كه شايد كمتر شباهتي به جنگ‌هاي ديگر جهان پيدا مي‌كرد.
    فرهنگ شيعي و علوي متاثر از وقايع تاريخي به ويژه عاشورا، جوهره خاصي به اين جنگ بخشيد و آن «فرهنگ شهادت» بود.
    در طول جنگ تحميلي رزمندگان در ميدان نبرد، تنها يك جنگاور كارزار محسوب نمي‌شدند. براي آن‌ها جنگ و ميدان نبرد وسيله‌اي بود براي مبارزه و ستيز با نفس. آن‌ها به جنگ نمي‌رفتند كه از طريق آن به گسترش جغرافياي طبيعي و يا برتري نظامي برسند،(3) بلكه از طريق جنگ به جهاد اكبر مي‌رفتند.
    در مباني عرفان اسلامي مفاهيمي چون جهاد اصغر و جهاد اكبر آمده است. در تلقي عرفاني، عارف كسي است كه در جهاد اكبر به مبارزه با نفس مشغول باشد. از همين روست كه جنگ براي دين مورد استقبال اهل عرفان بوده است.
    تمناي شهادت نوعي جهاد و مبارزه با نفس است. در اين باور شكست و پيروزي ديگر آن مفهوم متعارف را ندارد، بلكه براي جهادگر، شهادت پلي است به سوي پيروزي و جاده‌ ايست كه او را به لقاي پروردگار مي‌رساند. او همواره مشغول نبرد در دو محور است. نبرد با دشمن كه خاكش را اشغال كرده و ستيز با نفس، نفسي كه او را از خدا دور مي‌كند.
    البته تمناي كشته شدن در راه باورها پيشينه‌اي روشن در تاريخ مقاومت ملل ديگر هم دارد. «گاستون بوتول" در كتاب «جامعه‌شناسي جنگ" درباره خلبآن‌هاي جوان داوطلب ژاپني مي‌گويد كه شب هنگام پيش از انجام ماموريت انتحاري در مراسم عزاداري شركت مي‌كردند. با پوشيدن لباس سفيد به نشانه عزاداري به گونه‌اي نمادين خود را از علايق دنيوي مي‌پيرانيد و بعد با پرواز برفراز كشتي‌هاي امريكايي و سقوط بر روي آن‌ها با مرگ خود ضريه‌اي هم به دشمن مي‌زدند.(2)
    اين تمناي مرگ نوعي ايثار و فداكاري فردي براي ميهن و سركوب دشمن تلقي مي‌شود و با باور شيعي در مبارزه با نفس‌وجهاد ديني تفاوت بسيار دارد.(3)
    اريك بوتل پژوهشگر فرانسوي در مقاله‌اي با عنوان «شهادت در ادبيات جنگ ايران" ضمن بررسي مفهوم شهادت از ديدگاه رزمندگان ايراني و تحليل جامعه‌شناسانه آن مي‌گويد:«شهادت ايراني آن گونه كه در ادبيات جنگ هويداست، حتي اگر به گونه‌اي انكار ناپذير برزمينه فرهنگي شيعه تكيه داشته باشد، آن را در معنايي بسيار مدن تعبير مي‌كند تا از تحول سريع و دردناك جامعه‌ايران معاصر سخن بگويد.(4)
    در طول سال‌هاي جنگ تحميلي هم بارها و بارها رويداد‌هايي خارق‌العاده شهادت طلبانه، رخ داده است. اما ريشه شهادت طلبي در فرهنگ اسلامي شيعي مفهومي به مراتب عميق‌تر و ماندگارتر دارد.
    فلسفه شهادت، آموزهاي سيره امام حسين(ع) و مرگ آگاهي معصومين(ع) در انتخاب اين راه مبناي تعاليم ديني و اخلاقي شيعيان است. آموزه‌هايي كه ريشه در ايمان ابراهيمي دارد. بوتول در كتاب جامعه‌شناسي جنگ از آن به عنوان قرباني ابراهيمي نام مي‌برد كه «مبناي تائيد متعالي يك سياست» قرار مي‌گيرد.
    از حيث نوع نگاه داستان نويسان به جنگ، مي‌توان داستآن‌هاي جنگ را به سه گروه تقسيم كرد.
    در بخشي از داستآن‌هاي جنگ خواننده تنها با نمايشي از زشتي‌هاي جنگ روبرو مي‌شود. تصوير يكسر سياه، تاريك و نكبتبار.
    در بخشي ديگر داستآن‌هاي جنگ تنها روي ديگر سكه جنگ ديده مي‌شود. يعني ايثار گذشت، مقاومت مردمي.
    و شايد در گروه سوم بتوان آثاري را ذكر كرد كه تركيبي از دو گرايش قبل است يعني هم تلخي‌ها و ويراني‌هاي جنگ باز گفته مي‌شود و هم جان فشاني‌ها و مقاومت‌ها.
    در نگاه گروه نخست، كشته شدن در جنگ، مرگ اسفبار و دلخراش جبران ناپذير است. از اين نمونه مي‌توان به آثاري اشاره كرد كه جنگ به جاي اينكه در ميدان نبرد روايت شود در كوچه پس كوچه‌ها و خيابآن‌هاي شهر، در سيماي بمبارآن‌ها و نابساماني‌ها به نمايش گذشته مي‌شود. اگر شخصيتي هم در ميدان نبرد كشته مي‌شود، انگيزه‌اي براي رفتن به جنگ ندارد، يا ظاهرا به اجبار به جنگ فرستاده شده و يا بهآن‌هاي عير از انگيزه‌هاي داوطلبانه معنوي دارد.
    مثلا در رمان آداب زيارت نوشته تقي مدرسي، مهرداد رازي براي ديدن بين‌النهرين و خرابي‌هاي بابل به جبهه مي‌رود و به شهادت مي‌رسد(5) و يا خلبان جواني كه در رمان «ناگهان سيلاب" نوشته سحابي به انگيزه ارتقاي درجه به جنگ مي‌رود و كشته مي‌شود.(6)
    و يا بهمن شخصيت رمان «گيسو" نوشته قاضي ربيحاوي به جبران خطاها و فرار از گناه به جبهه مي‌رود.(7)
    در اين گونه داستآن‌ها كشته شدن آدمهايي كه اغلب انگيزاي براي جنگ و حتي مقاومت ندارند، بيشتر قرباني‌هاي جنگ محسوب مي‌شوند تا قهرمآن‌هاي نبردهاي ملي و مذهبي. در آثار گروهي ديگر از نويسندگان مرگ در جنگ نوعي انتخاب آگاهانه و داوطلبانه به حساب مي‌آيد. مرگي كه باعث رستگاري او و رهايي ديگر انسانها مي‌شود.
    اين دسته آثار را مي‌شود به گونه‌هاي ديگر هم طبقه بندي كرد.
    الف) شهادت محور اصلي داستان
    از 41 اثر مورد بررسي در اين پژوهش محور اصلي 27 رمان مسئله شهادت است. به شكلي كه طرح داستاني اين آثار بر محور زندگي يك رزمنده است و در نهايت با شهادت او اثر پايان مي‌پذيرد.
    از جمله اين آثار مي‌توان به رمان سرود اروند نوشته منيژه آرمين اشاره كرد. اكبر كه درگير مسايل سياسي است، با آغاز جنگ به صف رزمندگان مي‌پيوندد و در يك مصاف مردانه به شهادت مي‌رسد.(8)
    يا در رمان «مادر شهادت فرزندت مبارك» نوشته فهميه خدادوست هم محسن داوطلبانه به جنگ مي‌رود و به شهادت مي‌رسد.(9)
    در رمان فقط به زمين نگاه كن از محمد رضا كاتب. رزمنده ايراني كه در اسارت مورد بازجويي قرار مي‌گيرد. مقاومت مي‌كند و در نهايت تيرباران مي‌شود.(10)
    در رمان «نخل‌هاي بي‌سر» نوشته قاسمعلي فراست هم ناصر شخصيت اصلي كه غم شهادت نزديكان خود را هم دارد، در جنگ به شهادت مي‌رسد.(11)
    در اين خصوص مي‌توان به آثار ديگري چون «طالع باز يافته" نوشته مسعود شكويي، «تركه‌هاي درخت آلبالو» نوشته اكبر خليلي، «آينه شكسته" نوشته هما كلهري و... اشاره كرد.
    ب) شهيد موضوع فرعي رمان
    از تعداد 41 اثر مورد بررسي در 36 اثر حتماً در آن يك يا چند تن از شخصيت‌هاي فرعي در جنگ به شهادت مي‌رسند. در اين گونه آثار حضور شخصيت فرعي زمينه پر رنگ شدن موضوع را بر عهده دارد.
    رمآن‌هايي چون «فراسوي ستيزها» نوشته كورش صفايي، «چشم‌هاي اشك‌آلود" نوشته جليل‌پور، «زمين سوخته" احمد محمود، «چشمانم زنده است»‌هادي خرمالي.
    چ) تاثير شهيد بر شخصيت‌هاي ديگر
    يكي ديگر از جلوه‌هاي مفهوم شهادت، در تاثير معنوي شهيد كه در بازماندگان قابل بررسي است. رويكرد عارفانه رزمنده نسبت به دنيا و پيرامونش و در نهايت تاثير شهادتش در افراد نزديك به او ست. گاهي اين تاثير به شكل تحول يك شخصيت اتفاق مي‌افتد. مثل رمان عروج از ناصر ايراني كه در آن شهادت حسين، كاپيتان تيم محل براهل فاميل و اطرافيان تاثير مي‌گذارد. خصوصا بر دوست صميمي‌اش مهدي كه درنهايت باعث مي‌شود او هم به جبهه‌برود.(12)
    در اغلب اين داستآن‌ها شهادت يك فرد نه تنها ديگران را از جنگ باز نمي‌دارد، بلكه به عنوان الگويي اخلاقي و رفتاري مورد تاسي قرار مي‌گيرد. جاي خالي او در جبهه خيلي زود توسط دوستان و نزديكانش پر مي‌شود تا راه او ادامه داده شود.
    در رمان «زمين سوخته" احمد محمود شهادت برادر خالد در بمباران شهري، نوعي تاثير روحي ايجاد مي‌كند. رواي نعش برادر شهيد را در گورستان بردوش مي‌گيرد. حتي اگر اين تاثير در يك احساس غيرارادي هم باشد، تكان دهنده و نمايشي است.(13)
    در رمان «او را كه ديدم زيبا شدم»، نوشته شيوا ارسطويي دختري به نام شهرزاد براي استفاده از سهميه رزمندگان در كنكور دانشگاه به امدادگري رزمندگان مي‌رود. با رزمنده مجروحي به نام ابوطالب آشنا مي‌شود كه جانباز است با در صد بالا. شهرزاد عاشق او مي‌شود. ابوطالب شهيد مي‌شود و شهرزاد كاملاً متحول مي‌شود.(14)
    در اين گونه آثار، شهيد با شهادت خود جلوه‌اي از جهاد با نفس و ايثار را به نمايش مي‌گذارد. و بعد از او هم رايحه‌اي بجا مي‌ماند كه مشام بازماندگانش را معطر مي‌سازد.
    د) شهادت و تاثير آن در خانواده
    برخي داستآن‌ها بر حول زندگي خانواده پس از شهادت مخصوص در آن بازگو مي‌شود. فقدان مخصوص در خانواده كه اغلب پدر يا پسر هستند، خانواده را دچار مشكلات روحي و احياناً اقتصادي مي‌كنند.
    در برخي داستآن‌ها زندگي خانواده شهيد باز گفته مي‌شود. صبر و شكيبايي اعضاي خانواده در فقدان عزيزشان و احياناً نا شكيبايي آن‌ها جلوه‌اي از ارزش آن‌هاست. در رمان «زمين سوخته" احمد محمود وقتي خالد به پيكر برادرش شهيدش مي‌رسد، جسد را روي دوش مي‌اندازد و مي‌دود. اگر چه اين عكس العمل غير ارادي ناشكيبايي برادري را مي‌رساند، اما تاثير عاطفي شديد در خواننده بجا مي‌گذارد.(15)
    در رمان نخل‌هاي بي‌سر قاسمعلي فراست هم چگونگي مطلع شدن مادر از شهادت فرزندش قابل توجه است.
    يكي از آثاري كه موشكافانه به نمايش خانواده در نبود شهيد مي‌پردازد. رمان «باغ بلور» نوشته محسن مخملباف است. زن شهيدي به عقد برادر شهيد درآمده كه خبر اسارت شهيد از عراق مي‌رسد و...
    در اين رمان چند خانواده رزمنده و شهيد، در بخش سرايداري يك خانه مصادره‌اي كه از آن يك طاغوتي است، زندگي مي‌كنند و... در اين رمان زندگي خانواده شهيد مورد نقد و بررسي قرار مي‌گيرد.(16)
    هـ – شهادت و تاثير آن در دوستان شهيد
    در برخي داستآن‌هاي كه محور طرح داستان تحول در شخصيت‌ه‌است، ديگر چگونگي شهادت شخصيت اصلي و فرعي چندان اهميت ندارد، بلكه مهم تاثيري است كه اين شهادت در اطرافيان مي‌گذارد. در برخي داستآن‌ها وقتي فردي به شهادت مي‌رسد، افراد ديگري جاي او را پر مي‌كنند. و شهادت يكي به معناي دعوت ديگران به پايداري، مقاومت و مبارزه است. گاهي هم تنها تاثير بعد اخلاقي شهيد در دوستان او موضوع داستان قرار مي‌گيرد.
    داستان بلند «آب" از غلامرضا عيدان روايت عظمت روح‌هاي بلند سه رزمنده در حال مرگ است.(17)
    در رمان «طلوع در صبح روز ديگر» نوشته حسين اعرابي تحول «معقول اسلطنه" دستمايه قرار گرفته شده است.(18)
    و) شهادت در اسارت
    داستآن‌هايي كه درباره اسارتگاه و بازداشتگاه‌ها نوشته شده است در واقع بخشي از حوادث پنهان مانده جنگ را باز مي‌گويد، زندگي سخت و طاقت فرسا و شكنجه در اردوگاه‌ها و نهايتاً به شهادت رسيدن رزمندگان موقعيتي جذاب و پرحادثه در داستان به حساب مي‌آيد.
    در تنگه زانكوها نوشته حسين بهزاد،گروهي اسير مي‌شوند و آرمين زير شكنجه‌ها شجاعانه مقاومت مي‌كند و چيزي را لو نمي‌دهد و بالاخره هم كشته مي‌شود.(19)
    در داستان «روزهاي طولاني» رضا رئيسي، سرگذشت اسيري باز گفته مي‌شود كه شاهد شكنجه و شهادت دوستانش در اسارت بوده است.(20)
    در رمان «فقط به زمين نگاه كن» نوشته محمدرضا كاتب سرگرد عراقي با شكنجه كردن اسراي ايراني قصد گرفتن اخبار نظامي دارد. نوجواني اسير زير شكنجه مقاومت مي‌كند و بعد پيرمرد اسيري مي‌آيد و در نهايت سرگرد عراقي دستور اعدام او را مي‌دهد.(21)
    در اين آثار شهادت مظلومانه رزمندگان در اسارتگاه‌ها نشان داده مي‌شود. شهادت سخت و قهرمانانه.
    ز ـ شهيد مفقود الاثر
    تراژيك‌ترين طرح‌هاي داستآن‌هاي جنگ روايت انتظار بي‌پايان بازگشت رزمنده‌اي است كه هرگز باز نمي‌گردد.
    انتظاري بي‌فرجام، شهيدي بي‌مزار، جلوه‌اي ماندگار از حماسه‌ايست فراموش نشدني.
    در رمان «زن، جنگ، اميد" نوشته احمد جانه داستان زني كه شوهر و برادرش در جنگ ناپديد شده‌اند باز گفته مي‌شود.(22)
    در رمان «زير درخت آلبالو» احمد اكبري قصه مفقودالاثر شدن نادر و انتظار همسرش را باز مي‌گويد.(23)
    خرمشهر شهيد شهرها
    اگر چه در طول جنگ چندين شهر توسط دشمن تسخير و تخريب شد، اما نام خرمشهر همواره يادآور تلخي تجاوز و شيريني پيروزي است.
    در بسياري از داستآن‌هاي جنگ خرمشهر به عنوان «زمينه» رخ داد حوادث و رويداد‌هاي داستاني انتخاب شده است.
    بخشي از اين انتخاب محصول موقعيت داستاني جذاب شهري است كه با وجود مقاومت‌هاي مردمي توسط دشمن اشغال مي‌شود و در نهايت باز پس گرفته مي‌شود.
    شايد دليل ديگر اين انتخاب ارزش سمبليك اين شهر است. خرمشهر را شايد بشود شهيد شهرها ناميد. چرا كه در عين ويراني و از بين رفتن ظاهري، حياتي جاودانه پيدا كرده است.
    كاوه بهمن در رمان «جنگي كه بود»(24) روايت خانواده‌اي را در شهر خرمشهر باز مي‌گويد كه جنگ كانون گرم آن‌ها را برهم مي‌زند. مادر كشته مي‌شود و شيرازه شهر و خانواده از هم مي‌پاشد.
    در رمان «نخل‌هاي بي‌سر»(25) نوشته قاسمعلي فراست شهر خرمشهر در گوران تجاوز بازگو مي‌شود. شهناز دختر يك خانواده كشته مي‌شود و مقاومت شهري شكل مي‌گيرد، و با خبر فتح دوباره خرمشهر داستان تمام مي‌شود.
    در رمان «در جستجوي من»(26) نوشته منيژه‌ جان قلي شهر خرمشهر در آستانه سقوط و مقاومت مردمي و شهادت‌ها بازگو مي‌شود.
    همچنين در رمان «مهمان مهتاب»(27) نوشته فرهاد حسن‌زاده و «كودكي‌هاي زمين»(28) نوشته جمشيد خانيان هم خرمشهر زمينه رخداد اصلي داستآن‌هاست
    در اغلب اين آثار خرمشهر شهري است مورد حمله قرار گرفته با كشته‌هاي بسيار، مقاومت‌ها، اسارت‌ها و پيروز‌ي‌ها.
    داستان جنگ و ادبيات مهاجرت
    در بخشي از آثار كه به زبان فارسي در خارج از كشور نوشته شده است، جنگ هم يكي از دستمايه‌هاي اصلي به حساب مي‌آيد.
    در اين آثار كه عمدتاً با رويكرد سياسي نوشته شده‌اند، جنگ مفهومي متفاوت دارد. در اين آثار جنگ يك پديده صرفاً سياسي است و شركت كنندگان در آن قربانيان محض آن شمرده مي‌شوند. در اين آثار كمتر به رويكرد مقاومت‌هاي مردمي‌ پرداخته شده است.
    در بسياري از اين آثار به دليل ناآشنا بودن نويسندگان با فضا‌هاي ميدان نبرد، فضاي شهرها دستمايه كار قرار گرفته شده است. در اين داستآن‌ها پيامدهاي تلخ اجتماعي و بعضاً اقتصادي و... جنگ مورد توجه قرار گرفته است.
    در اين آثار، كشته‌هاي جنگ،قربانيان ساده‌لوح و احساساتي هستند كه بدون درك شناختن اثر جنگ به ميدان نبرد مي‌رود. البته گاهي اجبار و يا انگيزه‌هاي مالي بهانه ايست براي مشاركت در جنگ و در نهايت كشته شدن در آن.
    بي شك در اين مختصر نمي‌توان به درستي انعكاس اين مفهوم را در داستان‌هاي جنگ باز گفت. اين مختصر تنها فتح بابي خواهد بود براي پژوهشي جدي در مفهوم شهادت در ادبيات داستان جنگ.
    پي نوشت:
    1.حداد، حسين / كتاب شناسي داستان و رمان جنگ در ايران / انتشارات دفتر ايثار و وزارت فرهنگ ارشاد اسلامي / 1372
    2.بوتول، گاستون / جامعه‌شناسي جنگ / ترجمه هوشنگ قرخجسته / انتشارات علمي و فرهنگي / چاپ دوم / 1374، ص 9
    3.مقتل نويسي شعبه‌اي از تاريخ اسلام است كه از ابتداي عصر تدوين علوم مورد عنايت تاريخ دانان مسلمان بوده است. در اين نوع دانش مورخ مي‌كوشد سرگذشت شهيدان را همراه با ثبت مكان و زمان شهادت از زبان راويان مختلف ثبت كند.
    4.نوتل، اريك / نامه پژوهش / فصلنامه تحقيقات فرهنگي / شماره 9، 1377
    5.مدرسي، تقي / آداب زيارت / تهران / نيلوفر / 1368، ص 262
    6.سحابي، مهدي / ناگهان سيلاب / تهران / الفبا / / 1368، ص 182
    7.ربيحاوي، قاضي / گيسو / ناشر مولف / 1372، ص 239
    8.آرمين، منيژه / سرود اروند رود / نشر رجاء / 1368، ص 48
    9.خدادوست، فهيمه / مادر شهادت فرزند مبارك / تهران / قدياني / 1368، ص 48
    10.كاتب، محمدرضا/ فقط به زمين نگاه كن/ سپاه پاسداران/ 1372، ص 72
    11.فراست، قاسمعلي / نخل‌هاي بي‌سر / امير كبير / 1363، ص 276
    12.ايراني، ناصر/ عروج / كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان / 1363، ص 241
    13.محمود، احمد / زمين سوخته / نشر نو / 1361، ص 344
    14.ارسطويي، شيوا / او را كه ديدم زيبا شدم / مرغ آمين / 1372، ص 71
    15.محمود، احمد / زمين سوخته / نشر نو / 1361، ص 344
    16.مخلباف، محسن / باغ بلور / برگ / 1365، ص352
    17.عيدان، غلامرضا / آب / حوزه هنري / 1370، ص 47
    18.اعرابي، حسين/ طلوع در صبح روز ديگر/ تهران/ مولف/ 1369، ص188
    19.بهزاد، حسين / تنگه زانكوها / حوزه هنري / 1371، ص 77
    20.رئيسي، رضا / روزهاي طولاني / سپاه پاسداران / 1370، ص 165
    21.كاتب، محمدرضا/ فقط به زمين نگاه كن/ سپاه پاسداران/ 1372، ص 72
    22.جانه، احمد / زن، جنگ، اميد / مولف / 1370، ص 272
    23.اكبري، احمد / زير درخت آلبالو / خرم / 1371، ص 222‌
    24.بهمن، كاوه / جنگي كه بود / صرير / 1377، ص 205
    25.فراست، قاسمعلي / نخل‌هاي بي‌سر / امير كبير / 1363، ص 276
    26.جان قلي، منيژه / در جستجوي من / بنياد / 1378، ص 211
    27.حسن‌زاده، فرهاد / مهمان مهتاب / صرير / 1375، ص 299
    28.خانيان، جمشيد / كودكي‌هاي زمين / صرير / 1377، ص 205

    التماس دعا
    در زمینه:
ديدن كامل مطلب
Copyright 2008 © Farhangeisar.ir, All rights reserved.