عنوان :
شوراهاي اسلامي، فرهنگ ايثارگري و جانبازانانواع مقالات :
mمترجم : نویسنده : داود غياثي راد:فوق ليسانس علوم دفاعي و مديريت ستاديكي
از اهداف دولت جمهوري اسلامي ايران رسيدگي به امور ايثارگران مي
باشد.جانبازان انقلاب اسلامي ،ايثارگران و شاهدان ناظر و حاضر در جامعه
اسلامي بوده و اكثريت ايشان در هشت سال دفاع مقدس حماسه هايي آفريده اند
كه بر تارك افتخارات ملت ايران همچون ستاره اي مي درخشد.
فرآيند صحيح مديريت بر اين جمع ايثارگر نيازمند تعيين اهداف –برنامه ها و
اجراي انها با امكاناتي است كه سازمان ها در اختيار دارند. در اين فرايند
از مهمترين عوامل اخذ تصميم ميباشد.تصميم گيري (decision making)را برخي
از صاحب نظران مديريت معادل مديريت دانسته اند و در اين راستا به مسئله
مهمتري همچمون شوراها و مشورت با صاحبنظران توجه خاص نموده اند.
در اين بحث ضمن بيان منزلت و مقام جانباز به مسئله شورا و نقش شوراهاي
شهرو روستا در احيا منزلت اجتماعي و فرهنگي جانبازان و تكريم و تجليل از
اين حماسه سازان ميپردازيم.پس از برشمردن اصول فرهنگ ايثارگري ،روش هاي
اجرايي و كاربردي ملكه شدن اين اصول و انگيزه مند كردن جانبازان و همچنين
به گوشزد كردن افت جانبازي ه اين عزيزان ايثارگر اشاره خواهد شد.
1.مفهوم شورا :
شورا واژه اي عربي است كه از اصل آن كلمه درماده لغوي اش از شارالعسل
است.زيرا وقتي قصد استخراج عسل از كندو را دارند اين عمل بايد خيلي آهسته
و بالطائف الحيل صورت گيرد به شكلي كه زنبورها تحريك و متواري نشوند به
تعبيري ديگر اين واژه به معناي استخراج و استنباط همراه بازحمت پالايش و
تصفيه است.اهميت شورا در قرآن كريم تا انجاست كه يك سوره به نام شورا نازل
گرديده است. در قرآن مجيد در ايه 233سوره بقره امده است :
«پس اگر بخواهند بچه را از شير بگيرند بايد با رضايت و مشورت پدر و مادر اين عمل انجام گيرد...»
و در ايه 38 سوره شورا در بحث ويژگي هاي مومنان ميفرمايد:
«و انانكه فرمان خدا را اجابت كردند و نماز به پا داشتند و كارشان مشورت
است ميان ايشان و از انچه به انان روزي داده ميشود در راه خدا انفاق
ميكنند.»
حضرت علي عليه السلام نيز برمشورت تاكيد نموده و فرموده است «هيج پشتيباني
مانند مشاوره نيست.»در جاي ديگر نيز ميفرمايد«هيچ پشتيباني موثق تر از
مشاوره نيست.»حتي امام فرمودند «هركسي استبداد راي داشته باشد تباه خواهد
شد و كسي كه با ديگران مشورت كند در عقل هاي انان شريك گردد»(ص 1239 نهج
البلاغه فيض الاسلام)
و در ايه 159 سوره ال عمران امده است كه:
«پس با آن رحمتي كه از خدا به تو عنايت شد برايشان نرم شدي و اگر خشن و
سخت دل بودي بدون شك از پيرامونت پراكنده ميشدند پس ايشان را ببخشاي و
براي انان آمرزش بخواه و در امر مهم با انان مشورت كن انگاه چون عزم كردي
پس برخدا توكل كن زيرا خدا تكل كنندگان را دوست مي دارد.»
بر اساس بينش اسلامي مشورت و اخذ تصميم درمورد موضوعاتي كه احكام آن در
اسلام مشخص و معين شده داراي اصالتي نيست.حضرت امير فرمودند«در اموري كه
خداوند انرا مشخص نموده و حكم خود رادر آن باره صادر فرموده احتياجي به
مشورت باشما ندارم»(ص483 نهج البلاغه)زيرا براساس نص صريح قرآن كريم:چون
خدا در كاري حكم نمايد زن ومرد در برابر آن اختياري ندارد.هركه از خدا و
رسولش ،نافرماني كند اشكارا در گمراهي افتاده است.
در حاكميت اسلامي نيز تصميمات شورا نبايد با قانون اساسي و احكام شرعي ولي
امر كه اطلاعات از ايشان واجب است مغايرت و مخالفت داشته باشد.به بيان
ديگر تصميمات شورا بايد در چارچوب مكتب و اصول قانون اساسي اتخاذ گردد.
همچنين كساني كه در حوزه كار خود داراي حداقل اطلاع و معرفت لازم نباشند
شايستگي شركت در شورا را ندارند.امام صادق(ع)فرمود«از كانديدا شدن براي
تصدي امور بپرهيزيد،زيرا اداره جامعه ويژه فردي است كه عالم و عادل
باشد».(تهذيب،جلد6.ص217)
سابقه تاريخي شورا در دولت ايران
از دوران سلطنت فتحعلي شاه قاجار كه به واسطه گشايش راه هاي ارتباطس با
اروپا و رفت و امد سفيران اثار نفوذ فرهنگ و تمدن غرب در كشورمان ظاهر مي
گردد در امور و تشكيلات
سابقه تاريخي شورا در دولت ايران
از دوران سلطنت فتحعلي شاه قاجار كه به واسطه گشايش راههاي ارتباطي با
اروپا و رفت و امد سفيران اثار نفوذ فرهنگ وتمدن غرب در گشورمان
ظاهرميگردد در امور و تشكيلات دولتي نيز بتدريج تغييراتي پديد مي ايد كه
از انجمله تعيين صدراعظم با معني و مفهوم جديد خود و انتخاب وزيران براي
اداره امور عمومي است. ناصرالدين شاه قاجار پس از مسافرت به اروپا و
اشنايي با تحولات اجتماعي و اقتصادي دنياي غرب در بازگشت به كشور به تقليد
از انجا دستور تاسيس چند وزارتخانه را صادر ميكند انگاه به تشكيل دربار
اعظم فرمان مي دهد.
تلاش فكري و جسمي و مشورت
بطور طبيعي انجام هد عملي معمولا به دونوع تلاش نيازمند است،تلاش جسمي
وفكري لذا هرفرد در نوع اول از فعاليت هاي خود محتاج به تعاون و همكاري
بدني است همچنين در نوع دوم از فعاليت هاي خود محتاج به تعاون و همكاري
فكري است.قرآن هم همان طور كه درايه سوره مائده ميفرمايد:«و شاورهم في
الامر »يعني اي پيامبر در هر كاري با مردم مشورت نما(تلاش فكري)از سوي
ديگر ،مسلم است كه در بسياري از مواردي كه نياز به تلاش جسمي است امكان
اين كه به تنهايي بتوان موفق شدوجود دارد،نهايت اين كه زمان بيشتري لازم
دارد.
در حالي كه در مورد دوم كه نياز به تلاش فكري است حتي احتمال چنين
امكاناتي هم بعيد به نظرميرسد.چون بديهي است مسايلي كه نياز به فعاليت هاي
بدني دارد اولا مثل خود بدن محدود است ثانيا ساده است و در نتيجه بطور
طبيعي نياز به همكاري بيشتري خواهند داشت.
از اين روي هنگامي كه علي (ع)مالك اشتر را به عنوان والي واستاندار مصر
تعيين و منصوب ميكند،خطاب به وي چنين ميفرمايد:«و اكثرمدارسه العلماءو
منافثه الحكماء في تثبيت ماصلح عليه امر بلادك و اقامه ماستقام به الناس
قلبك »يعني اي مالك درباره انچه مارشهر هاي تورا تنظيم گرداند و برپا
داشتن انچه مردم پيش از تو برپا داشته اندبسيار با دانشمندان مذاكره كن با
راستگويان ودرست كرداران به گفتگو بنشين(كه بر اثر آن هميشه حكومت
توپايدار مانده و كار رعيت به شايستگي انجام گيرد)
صريحتر از اين ،بيان ديگر علي(ع)است كه در كلمات قصار حضرت مطرح است و
ميفرمايد:«من ملك استاثر من استبداد برايه هلك،من شاور الرجال شاركها في
عقولها »يعني هركس به چيزي دست يافت و قدرت پيدا كرد خود راي ميشود و به
راي و انديشه ديگران بي اعتنا مي گردد و هر كس هم خود رايي نمود در كارها
مشورت نكند تباه ميشود،ولي هركس با مردان تجربه شور و مشورت نمايد در
خردهايشان شركت مي كند،چون بديهي است كه حكم چند عقل در هر كار از حكم يك
عقل سودمند تر و شايسته تر است.
*بررسي شوراها در مديريت دولتي و تشكيلات دولت:
*شوراها در قانون اساسي
در اصل هفتم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران آمده است :
«طبق دستور قرآن كريم و امرهم شورا بينهم – وشاورهم في الامر شوراها،مجلس
شوراي اسلامي ،شوراي استان، شهرستان، شهر، محل بخش ،روستا و نظاير اينها
از اركان تصميم گيري و اداره امور كشورند.موارد طرز تشكيل و حدود اختيارات
و وظايف شوراها را اين قانون و قوانين ناشي از آن معين ميكند.»
در اصل شوراها از جمله اركان تصميم گيري و اداره امور كشور شناخته شده
اند. در فصل هفتم – شوراها و اصل يكصدم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران
امده است :
«براي پيشبرد سريع برنامه هاي اجتماعي ،اقتصادي ،عمراني ،بهداشتي ،فرهنگي،
اموزشي و ساير امور رفاهي از طريق همكاري مردم با توجه به مقتضيات محلي
اداره امور هر روستا،بخش،شهر ،شهرستان ،يا استان با نظارت شورائي به نام
شوراي ده ،بخش،شهر،شهرستان ،يااستان با نظارت شورايي به نام شوراي ده،بخش
شهر شهرستان يا استان صورت مي گيردكه اعضاي آن را مردم همان محل انتخاب
ميكنند.شرايط انتخاب شوندگان و حدود وظايف و اختيارات و نحوه انتخابات و
نظارت شوراهاي مذكور و سلسله مراتب انها راكه بايد بارعايت اصول وحدت ملي
و تماميت ارضي و نظام جمهوري اسلامي وتابعيت حكومت مر كزي باشد قانون معين
ميكند»
استنباط ميگردد كه قانون اساسي در اين اصل نقش عمده نظارت بر اداره امور را براي شوراهاي يادشده منظور كرده است.
در اصل يكصد وسوم قانون اساسي جمهوري اسلامي امده است كه :
«استاندار و فرمانداران و بخشداران و ساير مقامات كشوري كه از طرف دولت
تعيين مي شوند و حدود و اختيارات شوراها ملزم به رعايت تصميمات شوراها
ندارندو در انتهاي اصل عبارت تصميمات را به كار برده كه به نظر مي رسد
شوراها حق تصميم گيري در حوزه عمل خويش را دارند.
انچه از برخورد قانون اساسي با موضوع شورا با توجه به مطالب ذكر شده برمي
ايد انست كه قانون اساسي با مسئله شورا به دو صورت برخورد كرده است:
يكي برخورد با شوراها به عنوان واحدهاي همكار و ناظر بر فعاليت هاي سازمان
هاي رسمي يعني شوراهاي عام كه در اصول هفتم و يكصدم و يكصدو چهارم قانون
ذكر شده و دوم برخورد با شورا به عنوان يك تاسيس و تشكيلات با وظايف و
ماموريت هاي معين ،چون شوراي عالي قضايي ،شوراي سرپرستي صداو سيما و شوراي
نگهبان و شوراي عالي دفاع .
در شكل اول ،شوراها بيشتر يا منظور ايجاد قسط اسلامي ،شخصيت بخشيدن به
مردم و جلب همكاري هاي عمومي با توجه مقتضيات محلي و ايجاد هماهنگي در
پيشرفت امور در واحدهاي گوناگون توليدي ،صنعتي ،كشاورزي و اموزشي و اداري
و غيره مركب از نمايندگان عناصر اين واحد ها مطرح و پيش بيني گرديده است .
درحالي كه در برخورد دوم قانون اساسي ،منظور :طرح يك مكانيزم خاص در اداره
بعضي امور و حل بعضي از مشكلات و مسائل بوده است .اين شكل شورا ها را به
عنوان يك سازمان جمعي كه عواقب تشكيلاتي خاص خود را خواهند داشت ( ازجمله
دبيرخانه و غيره ) موضوعيت مي بخشد و قانون اساسي نيز صلاحيت هاي لازم
سياسي و اداري براي انها را صريحا منظور كرده است .
*فرهنگ ايثارگري
صحنه هاي پرشور و حماسي سال هاي پيروزي انقلاب اسلامي و پس از آن دفاع
مقدس مردانه وغرور افرين جوانان مومن و ملت انقلابي ايران ،چه در خطوط
مقدم نبرد و گرماگرم صحنه هاي خون و اتش كه منجر به شهادت و جانبازي حماسه
افرينان شد،چه در شهر ها و نقاط دور دستي كه وظيفه پشتيباني جنگ را برعهده
داشتند،همه وهمه نشانه ها ي روشن و نويد بخشي از يك تحول عظيم فرهنگي داشت.
جلوه هاي زيبا وپرشكوهي كه از اين پديده اعجاب انگيز فرهنگي به وسيله جهاد
گران پرشور ،سنگرسازان بي سنگر ،بسيجيان دريا دل و شجاع و خانواده هاي
مومن و فداكار شهيدان و جانبازان و ايثارگران به نمايش گذاشته مي شد ،بسي
بالاتر و والاتر از مرتبه و جدان و حتي تعقل بشري بود.انچه در اين سال هاي
تلاش و مجاهد ديده مي شد،تنها با تعابيري مانند وظيفه شناسي ،پركاري
،احساس مسوليت ،تعهد ،فداكاري ،نو اوري ،مشورت –مشاركت –تلاش و اصطلاحاتي
از اين دست قابل شرح و بيان نبود.بلكه چيزي فراتر از اينها لازم بود تا
اين همه شور افريني و اخلاص ،مجاهدت شبانه روزي و انجام وظايف به بهترين
شكل ممكن راتفسير كند ،چيزي از مقوله «عشق مقدس و الهي »در سايه اين فرهنگ
الهي ،جوي پديدار شده بود كه گويي براستي قطعه اي از بهشت خدا در زمين
پديد امده بود و گروهي از بندگان خوب خدا ميهن خويش را بر بال ملائكه الله
نشانده بودند و عطر و بوي دولت كريمه مهدي موعود (عج)برمشام جانها مي
پراكندند.
نگاهي دوباره به ايثارگري و جانبازي ،ايثارگراني كه بحمدالله اينك هم گوشه
ا ي از آن در صحنه هاي عظيم و غروانگيز توسعه و سازندگي به وسيله همان
جهادگران و بسيجيان ديروز و سازندگان مصمم و توانگر امروز خلق مي شود
شاهديم ،ميتواند مارا در اين تحول فرهنگي ياري كند و باارائه الگو ها و
نمونه هاي عيني تلاش مقدس نسل جوان و پوياي انقلاب را در كسب جايگاه واقعي
خود در جهان متمدن و توسعه يافته و ارائه تمدن نمونه اسلامي ماباموفقيت
بيشتري همراه سازد.برخي از مهمترين شاخصه هاي فرهنگ ايثارگري را به قرار
زير ميتوان خلاصه كرد:
1.تعهد و پاي بندي به اصول ،ارمان ها و ارزش هاي متعالي اسلام و انقلاب اسلامي.
2.پاي بند به انجام وظيفه براي كسب رضايت الهي در هر شراطي.
3.بري بودن از تمام شائبه هاي خدعه،فريب نيرنگ ريا مسامحه و سهل انگاري .
4.اصالت انجام تكليف و مسؤليت بدون توجه به عنوان ،مقام و موقعيت.
5.قناعت ،ساده زيستي و بهره برداري بهينه به معني واقعي از تمام امكانات.
6.داشتن روحيه تدبير ،برنامه ريزي ،ابداع و ابتكار و تلاش براي برداشتن
هرنوع مانعي باپشتكار و خلاقيت تا جايي كه بسياري از ناممكن ها در فرهنگ
جهادي و بسيجي ممكن شد و حيرت و تعجب جهانيان رابرانگيخت.
7.فداكاري و مقدم داشتن ديگران در بهره مندي ها وامتيازات.
8.وحدت فكري وعملي ،انسجام و همبستگي وهدفمندي وآرمانگرايي.
9.اعتماد دوسويه ميان افراد نهادي .
10.پرهيز از تشريفات زائد و دست و پا گير و اصالت خدمت به خلق و جلب
اعتماد و حمايت مردمي .اين ارزش ها راكه ميتوان به عنوان مبنا و زيربناي
فرهنگ ايثار گري تلقي نمود بايد در تمامي شوراها و دستگاه ها الگو قرار
داد تا به صورت كلمه اي براي ايثارگران و احاد ملت پيش رويشان قرارگيرد.
جايگاه معنوي و تاثيرات مثبت وشگفت انگيز عزيزان جانبازان براي انقلاب
كبير بركسي پوشيده نيست .انانكه چون سدي استوار در مقابل دشمن تابه دندان
مسلح ايران اسلامي صف كشيدند و حافظان عقيده و ايمان امت و اسلام شدند و
هر لحظه شهادت را برگزيدند و مردم،اسماعيل وار جان خود را به قربانگاه
بردند.
اينك گردوغبار جبهه فرونشسته است وهياهوي جنگ خاموش شده است و انقلاب در
حال بازسازي و توسعه ميباشد اما چه كسي جز جانبازان و ايثارگران ميتواند
واژه هاي «جهاد»و شهادت را احيا كند.
فرهنگ ايثارگري باارزش گذاري به مقام ايثارگران زنده ميماند اما بايد توجه
داشت كه ايجاد فرهنگ سالم و تحول در اخلاق تو ارزش ها و بهينه سازي فرهنگ
ايثارگري نيازمند همت بلند و عزم راسخ و مشورت با بزرگان علم ودين و اخذ
تصميم مطلوب ميباشد.
اينك ببينيم چگونه بايد شوراهاي اسلامي شهر و روستا به اين امر مهم اهتمام ورزند.
1.درمقابل تهاجم فرهنگي دشمنان و براي بي اثر ساختن نقشه هاي شيطاني و
توطئه هاي غير انساني آن ها لازم است فرهنگ ايثارگري و جانبازي و صفتهاي
نيكو و پسنديده جانبازان بيان و شوراهاي اسلامي بابهره گيري از ديدگاه هاي
اين عزيزان منادي دعوت جامعه به سوي فضيلت هاي اخلاقي خوب وصفات پسنديده
اين عزيزان باشند زيرا اين شيران در زنجير ،رتوزگاري در نبرد با دشمنان
حماسه ها افريده اند.
2.جانباز مظهر صبر است .
شوراها و مبادي ذيربط باجانبازان ،بايد مقام صبر را براي جانبازان رعايت نمايند .
امام صادق (ع)ميفرمايند:
«من ابتلي بمصيبه فصبر عليها اجر الف شهيد»
و اين ارزش صبر است ،زيرا شهادت ،لحظه اي است و اما جانبازي صبر طولاني است.
جانبازي كه صبرميكند و روحيه خود را از دست نميدهد اجر هزار شهيد دارد.
3.جانبازي افضل است.
جانباز بزد خداوند درجه و ترفيعي والا دارد.در كتاب «نهايةابن اثير»جلد يك
، ص 440،ماده حمزه امده است :از رسول خدا (ص)درباره افضل الاعمال احمزها
پرسيدند.
اني لاعمال افضل ؟كدام ثواب بيشتري دارد؟فرمودند :احمز ها ،اي اقواها
واشرها،انكه سخت تر است و انجام آن نيروي بيشتري مي طلبد و سنگين و مشكل
باشد اصل است فلذا جانبازي كه بيشتر تحمل ميكند ومهمتر از آن درمقابل
تهاجم فرهنگي و نيش هاي زبان كساني كه اهل نفاق و طعنه زده هستند مقاومت
كرده و روتحيه خود را حفظ مي كند البته اجرش عظيم و بالاست زيرا نيش زبان
از نيش شمشير سخت تر است.
4.به افت جانبازي توجه ويژه نمايند.آن عزيزي كه مدتها در جبهه نبرد حق
عليه باطل بوده ،حال كه جنگ تمام شده بايد مواظب و مراقبت كند كه از لحاظ
روحي و اخلاقي الوده نشود و اين زيانش براي جامعه ايران بيشتر است از
فرديكه در اين وادي گامي ننهاده است .
شوراهاي اسلامي بايد جانبازان را به خطراتي كه در سر راه ايشان است اگاه
نمايند هميشه هم نبايد نشست و از مقام و ارزش جانباز صحبت كرد بلكه بايد
خطرها ،دشمن ها و نيرنگ هاي انان رانيز گوشزد كرد.
5.احترام به ايثار گري و شهادت را به صورت يك فرهنگ سازماني درشوراهاي
اسلامي در اورند و سالانه حد اقل يك بار همايشي براي تكريم از فرهنگ ايثار
و شهادت برقرار نمايندو باهمكاري مردم اسوه ها و نمونه ها را معرفي نمايند
كه خود نوعي فرهنگ سازي است.
6.روش هاي كاربردي ذيل نيز در تكريم جانبازان موثر است:
الف:اردو هاي زيارتي با خانواده ،
ب:برگزاري همايش هاي شهري و روستايي براي جانبازان ،
ج:سركشي قانوني و اجرايي ايشان،
د:حل مشكلات قانوني و اجرايي ايشان ،
ه:نامگذاري كوچه ها و خيابانها و ميادين به نام جانبازان 70%به بالاي روستا و شهر
ز:معرفي ايشان وتكريم انهادر تشريفات- مجلات و روزنامه هاي شهري و گاهنامه هاي داخلي
ز:استفاده از خاطرات و يادمانهاي ايشان در اوقات فراغت و ايام تعطيلات مدارس شهروروستا،
ح:اختصاص پژوهش و تحقيق –تاريخي علمي دانشجويان و دانش اموزان در خصوص زندگي و مبارزات ايشان ،
ط:نصب زندگينامه و يا اسامي جانبازان اسوه در هفته جانباز در ميادين اصلي همانند كشيدن تصاوير شهدا در شهرهاوروستا ها ،
ي:اجراي برنامه هاي محلي در شبكه هاي استاني و شهري باهماهنگي و پشتيباني بنياد جانبازان در خصوص هزينه هاي آن براي جانبازان ،
يا:عضويت يك جانباز در شوراهاي روستايي به شرط احراز ساير شراسط جهت مشاركت ايشان در تصميم ها براي فرهنگ سازي ايثار ،
يب:درتمام صحنه هاي ورزشي در شهر وروستا به جايگاه ورزش جانبازان توجه خاص
شود و با استفاده از خود جانبازان امور تربيت بدني جانبازان سازماندهي
گردد.
سرهاي سراندازان در پاي تواوليتر درسينه جانبازان سوداي تو اوليتر
خواهي كه كشي ياري ،آن يارمنم اري گر كشيم باري در پاي تو اوليتر
منابع و ماخذ
1.قانون تشكيلات ،وظايف و انتخابات شوراهاي اسلامي كشور-انتخابات شهرداران
مورخه 1/3/75،وزارت كشور-حوزه معاونت سياسي اجتماعي ،دفتر انتخابات
2.عليزاده ،محمد جواد،قرآن مديريت راستين،انتشارات رست
3.مركز علوم اسلامي جانبازان –مقام جانباز –نشر باقري 1374
4.غياثي راد،داود،پايان نامه كارشناسي ارشد ،بررسي رابطه سبك هاي مديريت بر وجدان كاري ،زمستان 1376
5.علامه طباطبايي ،تفسير الميزان ،ص103و ص98
6.مركز اموزش شوراهاي اسلامي كار-شورا و مشورت از نظر اسلام ، تهران،وزارت كار وامور اجتماعي ،صص4و5
7.الواني ،سيد مهدي ،تصميم گيري و تعيين خط مشي دولتي-سازمان مطالعه و
تدوين كتب علوم انساني دانشگاه ها (سمت)،زمستان 1374،انتشارات مهر،قم
8 .فيض الاسلام ،نهج البلاغه ،ترجمه دكتر جعفر شهيدي،چاپ دهم،سال 1368،جزءخطبه 53
9.عميد زنجاني ،دستاوردهاي قانون اساسي مشروطيت ،كيهان سال 1374
10.مركز علوم اسلامي جانبازان – قم ،كتاب مقام جانباز ،انتشارات بنياد
11.احمد بديعي ،سير مديريت در ايران مجله فنون اداري،شماره 12
12.قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران،چاپ سوم ،سال 1377،انتشارات خورشيد