عنوان :
راهكارهاي موثر براي معرفي ايثارگران برجسته به جامعهانواع مقالات :
mمترجم : نویسنده : شهرزاد شيخي: كارشناسي ارشد مديريت آموزشي و دبير آممقدمه:
استوانههاي هر كشوري و پايههاي هر جامعهاي بر زمين سخت عقيده استوار
است و معيارهاي ارزشي، ثمره نهالي هستند كه در زمين انديشه ميرويند و لذا
كليه اهداف، شيوههاي اجرا و چارچوبها، سياستها و خطمشيها براساس
معيارهاي ارزشي تنظيم ميشوند.
در طول تاريخ مردماني بودهاند كه خود را وقف يك آرمان كرده، همه چيز خود
و از جمله زندگي خود را فدا كردهاند. مردماني كه تا سرحد مرگ اعتصاب غذا
ميكنند، مردماني كه خانه و كاشانه خود را رها ميسازند، همچنيناند
چهرههاي مذهبي كه مزيتهاي زندگي را طرد ميكنند يا افرادي كه سلامت و
بقاي خود را به خاطر اعتقادات خود به خطر مياندازند. اينان آشكارا
نيازهاي اساسي خود در سطح پايين مثل نيازهاي فيزيولوژيكي و ايمني خود را
ناديده ميگيرند و به نياز عزت نفس خود بيشتر اهميت ميدهند و احساس
ميكنند كه تنها وقتي ميتوانند نيازهاي عشق و تعلق را برآورده سازند كه
قوياً احساس عزت نفس و ارزشمند بودند كنند.
اما، بسيجيان و شهيدان سرفراز ويژگيهايي دارند كه آنها را از افراد ديگر
متمايز ميكند. آنان خوراك را با دعا، ايمني را با اسلحه، عشق و تعلق را
با دفاع از وطن و احترام را از ملت و عزت نفس را در رسيدن به اهداف
گرانقدر اسلام ميدانستند و ميدانند، آنان افراد خودشكوفايي هستند كه به
نيازهاي رده بالاتر خود توجه دارند. آنان به شكوفا كردن تواناييهاي
بالقوه خود در دانستن و فهميدن جهان، خود و پاسداري از كشورشان هستند.
به گفته مازلو آنان ساده، زنده، كامل، قاطع، عادل، منظم، غني، جامع،
خودكفا و بسياري ديگر كه وصف آنان به سادگي امكانپذير نيست. (كريمي، 1374)
افراد خودشكوفا داراي ويژگيهايي هستند. با عنوان نمودن اين ويژگيها
تصويري از برادران و خواهران بسيجي و شهيدان ما به ذهن متبادر ميشود:
1. ادراكي بسيار كارآورتر از واقعيتها: خودشكوفايان قادرند جهان پيرامون خود از جمله مردمان ديگر را، به روشني و به عينيت درك كنند.
2. پذيرش خود و ديگران: آنان ميتوانند ماهيت و ضعفها و قوتهاي خود را
بدون اينكه كوششي براي جعل يا تحريف تصور خود انجام دهند، بپذيرند.
3. خودانگيختگي، سادگي و طبيعي بودن: رفتار آنان كاملاً باز، طبيعي و روشن
است، عواطف خود را مخفي نميكنند يا وانمود نميكنند تا چيزي باشند كه
نيستند، در رفتار خود غيرمتعارف نيستند.
4. تمركز روي مشكلات به جاي تمركز روي خود: آنان احساس ميكنند كه در
زندگي خود مأموريتي دارند: يعني كاري بيرون از خود و وراي خود كه بيشتر
انرژي خود را صرف آن ميكنند و نيز تلاش خود را به آن اختصاص ميدهند:
احساس تعهد، وقف كردن خود به كار، حرفه و غيره.
5. نياز به داشتن استقلال و حريم خصوصي: آنان بيشتر به خود متكي هستند و بنابراين كمتر به مردمان ديگر نياز دارند.
6. احساس قدرشناسي مداوم نسبت به پديدههاي جهان: آنان جهان اطراف خود را
همواره با شگفتي و حرمت تجربه ميكنند، حتي اشياء پيش پا افتاده نيز حس
قوي قدرشناسي را در آنان برميانگيزد، گويي آنان براي همه چيز ارزش
قائلاند و هيچ چيز را بديهي تلقي نميكنند.
7. تجربههاي متعالي و صوفيانه: خود شكوفاها داراي لحظاتي از جذبه، حيرت و
خوشي شديدند كه بيشباهت به تجربههاي عميق مذهبي نيست. در جريان چنين
لحظاتي خود را فراموش كرده و از جهان مادي فارغ ميشوند، احساس قدرت
فوقالعاده در خود ميكنند و خود را مطمئن و مصمم ميبينند. مازلو ميگويد
افراد متعالي، تجربههاي متعالي بيشتري دارند و اين تجربهها عمدتاً
صوفيانه و مذهبيوار است. متعاليها همچنين بيشتر حالت تقدس و شاعرانه
دارند.
8. علقه اجتماعي: مازلو مفهوم علقه اجتماعي را به كار برد تا ميزان هم حسي
و همدردي را كه افراد خود شكوفا براي بشريت دارند، نشان دهد. آنان حس
همخوني، درك ديگران و تمايل به كمك به نوع بشر را قوياً دارا هستند.
9. روابط ميان فردي: دوستيهاي افراد خودشكوفا به مراتب عميقتر از
دوستيهاي مردم عادي است. مازلو همچنين دريافت كه خود شكوفايان غالباً
مريداني پيدا ميكنند و در عين حال آنان به عنوان دوست، كساني را
برميگزينند كه پختهتر و از نظر رواني سالمتر از ديگران باشند.
10. خلاق بودن: آنان هميشه جزء هنرمندان و خلق كنندگان آثار هنري نبودند
اما تقريباً همه آنان در جبهههايي از زندگي خود ابتكار و اصالت نشان
ميدادند. همچنين در فعاليتهاي خود انعطافپذير، خودانگيخته، روراست،
متواضع و آماده پذيرش خطاهاي خود هستند.
11. ساختار منشي دموكراتيك: آنان از نظر منش بسيار تحمل كننده و پذيرنده
همه كساند و هيچگونه پيشداوري اجتماعي، نژادي يا مذهبي نشان نميدهند.
12. مقاومت در برابر فرهنگپذيري: آنان در برابر فشارهاي اجتماعي و فرهنگي
كه وادار به فكر كردن در خط معيني ميكند، مقاومت ميكنند. آنها به وسيله
طبيعت دروني خودشان اداره و هدايت ميشوند.
وقتي كه به اين صفات نظر ميافكنيم ايثارگران كشورمان را در آن سطح
مييابيم و چه نيكو است كه آن را افراد خودشكوفا بناميم. از داشتن
خصوصياتي چون پذيرش ديگران، سادگي و خودانگيختگي، نياز به استقلال و احساس
قدرشناسي كه به اسلام، جهان و خدا دارند. آنان با تجربههاي متعالي مذهبي
كه شب تا به سحر شكرگزار پروردگار خويشاند تا حس همدردي و همخوني،
دوستيهاي عميق، انعطافپذيري، متواضع و مردم دوست بودن و ديگر خصوصياتي
كه همه ما در اكثر موارد شاهد آن در افراد ايثارگر بودهايم، ايشان را
سزاوار چنان لقبي ميسازد.
چه كسي است كه اين همه خصوصيات را در فردي ببيند و به او علاقهمند نشود؟
چه كسي است كه دوستدار حق و حقيقت نگردد؟ همه زيباييها را دوست دارند و
بعد از آن، خواستن و دوست داشتن، پذيرش آنان و مقبول بودن اين اسوه و
الگوها در پيش چشم افراد يك ملت شروع ميگردد و بعد از پذيرش، نوبت
همانندسازي با آنان ميرسد. چنانچه تحقيقات بسياري نشان ميدهد، افراد،
كساني را الگوي خود قرار ميدهند و همانند كساني ميشوند كه آنان را دوست
دارند.
پس بياييم آن صفات، ويژگيها، خصوصيات، منشها، اخلاقها، اعتقادات،
رسومات آنان را به مردم بشناسانيم تا با عشق و علاقه به راه اين اهل ايثار
كشانده شوند و راه آنان را، راه خود بدانند چرا كه فردا، دوست داشتنِ
ايثارگران و علاقه به حق و خصوصيت نيكو حرف اول را ميزند.
راهكار شناساندن:
اسلام معتقد است كه جهانبينيها، اعتقادها، بينشها و خلاصه طرز تفكرها
هستند كه معيارها و درجه شايستگي را مشخص ميسازند. (تقوي دامغاني، 1374)
قدم اول، مشخص كردن درجه شايستگي اين بزرگواران است. به راستي ميتوان
براي درجه خلوص نيت در كارشان ترتيب و اولويتي قائل شد چرا كه واضحاً بعضي
ايثارگران بيشتر از ديگران تلاش نموده و تمام هموغم يا به عبارتي زندگي
خود را وقف نيت صادقانه خود نمودهاند. بنابراين اطلاعيابي از كليه افراد
ايثارگر در اين مرحله ضروري به نظر ميرسد. اطلاعيابي را ميتوان بدين
صورت كه در تمامي شهرهاي كشورمان مراكز بسيج وايثارگر طي يك برنامهريزي
جامع اقدام به ايجاد يك پايگاه اطلاعاتي مربوط به تمامي اين عزيزان كند.
آنچه كه مسلم است تمامي ايثارگران، جانبازان، آزادهها پروندههايي دارند
كه مشخصات اساسي آنان مانند نام و نامخانوادگي، سوابق حضور در جبهه،
درصد جانبازي، تعداد سالهاي اسارت و غيره در آن ثبت شده است. ليكن براي
شناخت بيشتر اين گونه افراد و سرانجام معرفي آنان به جامعه، روشي ديگر به
نام (شرح حال نويسي) ضرورت پيدا ميكند.
شرح حال: يعني گزارش كتبي بسيجي درباره وقايع زندگي خود در گذشته و حال،
يكي از شيوههاي شناخت است كه علاوه بر ارائه اطلاعات لازم، اهداف و
نگرشها و احساسات فرد را در زمينههاي گوناگون نيز مشخص ميسازد. شرح حال
نويسي توسط جامعهشناسان و مورخان براي كسب اطلاعات درباره سوابق و نوع
روابط و شيوه زندگي مردم، به وفور به كار گرفته شده است. گاهي اوقات توسط
اين اطلاعات ميتوان به دنياي دروني آنان پي برد. (شفيعآبادي، 1376).
در محتواي شرح حال ميتوان از افراد ايثارگر در زمينههايي مانند:
ـ تاريخچه خانواده
ـ روابط اعضاي خانواده
ـ ايشان با يكديگر
ـ نظر والدين نسبت به آن فرد در گذشته و اكنون
ـ ديدگاه فرد نسبت به انتخاب همسر و چگونگي ازدواج وي
ـ اهداف و ايدهآلهاي فرد در زمينههاي مختلف
ـ علاقه او از دوران كودكي به چه چيزي بوده و در جستجوي چه بودهاند؟
ـ وضع سلامت ايشان كه حتي ممكن است بعضي بسيجيان و ايثارگران با وجود
داشتن بيماريهاي مهلك يا مزمن حضور در جبهه را بيشتر ترجيح ميدادند و
آرزوهايي كه براي پيشرفت جامعه اسلامي خود دارند.
ـ چه كساني در زندگي آنان در راه رسيدن به هدفشان تأثير بيشتري داشتند.
ـ برخورد كنوني خانواده از نظر قدرداني از زحمات آنان وچگونگي ابرازآن.
ـ نظر آنان نسبت به فداكاريهايي كه انجام دادهاند.
ـ اگر مجدداً در همان شرايط قرار گيرند چه پيشنهادهايي براي بهبود انجام كارها دارند.
ـ چه مشكلاتي اعم از جدي يا گذرا بر سر راه رسيدن به اهدافشان بوده است و غيره، اطلاعات به دست آورد.
براي شناخت بهتر ايشان به طريق موثر و مفيد و ترغيب او به انجام اين كار،
بايد در جلسات علني و مفصل دلايل فوايد نوشتن شرح حال براي ايثارگران،
جانبازان، آزادگان توضيح داده شود و آنان مجاز باشند در هر زمينهاي كه
ميخواهند شرح حالشان را بنويسند. هنگامي كه قرار باشد مطالب را آزادانه
و بدون قيد و شرط بنگارند همكاري ايشان بيشتر خواهد بود. در ضمن يادآوري
اين نكته ضروري است كه شرح حال نويسي براي كساني كه سواد دارند و از سلامت
رواني برخوردارند قابل اجرا ميباشد. براي اين دسته افراد كه شامل اين
صفات نميباشند بايد از شيوه ديگري استفاده نمود. مثلاً جمعآوري اطلاعات
از طريق خانواده آنان.
عكسها و تصاويري از اين ايثارگران تهيه شده، بزرگ شده و هرازگاهي چندين
تصوير مثلاً 30 نفر در مجامع عمومي در معرض ديد قرار گيرد. علت اينكه
عنوان ميشود گاهي، بدين خاطر است كه اگر هميشه و هر روزه اين تصوير جلو
چشم مردم قرار گيرد اين تصوير عادي شده و ديگر جلب توجه نخواهد كرد.
مجسمههايي از دانشآموزان شهيد ساخته و در هر مدرسه گذاشته شود چرا كه بر
فرهنگ سازماني مدرسهها تاثير بسزايي خواهد داشت.
قدم دوم واحدهايي تشكيل گردد و درون اين واحدها تيمهايي متشكل از متخصصان،
صاحبنظران، مسئولين ذيربط مرتبط و حتي افرادي از ايثارگران ايجاد گردد و
به صورت گروهي به بررسي و مطالعه اين اطلاعات بپردازند. اينجاست كه
شايستگيهاي افراد شناخته شده، دستهبندي ميگردد.
قدم سوم بعد از ارزيابيهاي صورت گرفته گهگاهي جشنهايي برگزار شود تا
افراد منتخب، فرصت ارائه نظرات و خاطرات خود را براي مردم پيدا كنند و اين
جشنها از طريق رسانههاي جمعي به سمع و بصر مردم هم برسد.
قدم چهارم اسطورهسازي: از طريق انتشارات، افسانهها و داستانهاي خيالانگيز را بر اساس واقعيت فرهنگ ايثار رشد داد.
نهايتاً اينكه بعضي از افراد ايثارگر از اينكه به صورت مصاحبهاي يا از
طريق صدا و سيما معرفي شوند اكراه دارند در اين صورت ميتوان كتابي به نام
«آنان چه كساني هستند» به چاپ رساند. در اين كتاب با توجه به كليه
اطلاعاتي كه از طريق پرسشنامه و شرح حال نويسي به دست آمده ويژگيهاي اين
افراد را با نام جداگانه در چندين صفحه آورد، كه البته اين راه بيشتر
توصيه ميشود چرا كه هزينه و وقت كمتري را براي معرفي اين افراد صرف
ميكند. اين اطلاعات و شناسنامهها براي هميشه باقي مانده و در دسترس هر
علاقمندي قرار خواهد گرفت. هنگامي كه اوقات شركت در جشنها امكانپذير نيست
يا برنامههاي صدا و سيما فرصت كافي براي ارائه اينگونه برنامهها را
ندارد، روش چاپ كتاب اين مشكلات را برطرف ميسازد.
نتيجه:
ايثار و ايثارگر را بايد هر چه زودتر شناخت. اين افراد خود شكوفا نياز به
تشويق مادي ندارند در عوض بايد اطلاع پيدا كرد، بررسي كرد، نتايج بررسي را
اعلام و به آنان احترام گذاشت كه در نتيجه احترام گذاشتن، نه تنها آنان از
كار خويش شاد و مسرورند و افتخار خواهند كرد، بلكه مردم از اينكه ميبينند
اينگونه افراد اين قدر مورد احترام هستند سعي خواهند كرد كه مورد احترام
واقع شوند و كاري مشابه كار آنان را انجام دهند. با اشباع نياز احترام
آنان (ايثارگران) ميتوانيم موجب رشد و پيشرفت روح ايثارگري در جامعه
شويم، كاري كه هيچ وقت پول و امكانات مادي نخواهد كرد.