عنوان :
شهید و شهادت در ادبیات دوره اسلامیکلمات کلیدی :
ادبیات عرب، ادبیات اسلامی، شهید، شهادت، صدر اسلام، شعر عربیانواع مقالات :
علمی و فرهنگیچکیده
واژه شهید از اسماء الله می باشد. این واژه در لغت به معانی مختلف به کار
رفته است. در اصطلاح «شهید مسلمانی است که در راه خدا کشته شود». ادبیات
اسلامی به مساله شهادت رویکردی ویژه دارد. در قران کریم ماده شهد یکصدوشصت
(160) بار به صورت مشتقات مختلف ذکر شده است و احادیث متعدد نبوی و مروی
از ائمه مساله شهید و شهادت را چون میراثی عظیم به ما رسانیده است.
شعر عربی دوره اسلامی با توجه خاص به این موضوع، میزان تعهد خود را به
ادبیات متعهد به اثبات رسانده است. حسان ابن ثابت، کعب بن مالک و عبدالله
رواحه و شمار کثیری از شاعران مسلمان در این دوره در پاسداری از حریم دین
حق، با ایمان و سلاح لسان به جنگ با کفار رفته و آنگاه که در صحنه کارزار
شاهد نبرد اسلام و کفر هستند، با ترسیم دلاوریهای جهادگران و دشمن
تازیهایشان تاریخی هنرمندانه و مکتوب از آن دوره بر جای گذاردند، این
اسناد هم اکنون در زمره شواهد تاریخی دوره صدر اسلام محسوب می شود.
با این رویکرد این مقاله درصدد تبیین جایگاه شهید و شهادت در ادبیاتی است
که مفتخر به حضور نبوی و علوی بوده است. همچنین نحوه برخورد شهیدان با
موضوع شهادت از یک سو و نحوه مشارکت ادبیات در ترسیم مفهوم شهادت و ثبت
وقایع تاریخی آن عصر به مصداق «الا الذین آمنوا» مهمترین جهت گیری این
مقال است.
واژگان کلیدی: ادبیات عرب، ادبیات اسلامی، شهید، شهادت، صدر اسلام، شعر عربی
مقدمه:
دوره اسلامي در ادبيات عربي حد فاصل عصر جاهلي و عصر عباسي مي باشد. اين
دوره شامل عصر صدر اسلام (1-40ق) و عصر اموي ( 41-132ق)است که با بعثت
نبوي آغاز شده حکومت خلفاي راشدين را به دنبال دارد. با ظهور و سقوط
امويان بخش دوم اين عصر آغاز و پايان مي يابد. (التونجي.1993م.ج2.ص634)
در آغاز اين دوره معجزه پيامبر اسلام(ص) - قرآن کريم- تحولي اساسي در
ادبيات ايجاد نمود که با آنچه در سابق به عنوان ادبيات جاهلي شناخته مي
شد، تفاوت مفهومي و ساختاري عميق داشته است. ادبيات دوره جاهلي در دو شاخه
شعر و نثر با مفاهيم محدود برخاسته از جهان بيني مادي، فاقد بسياري از
جنبه هاي متعالي انساني اعتقادي بوده است.
غلبه و ثنيت و بت پرستي ، جوي از بدبیني و حزن و اندوه بر شعر اين دوره
افکنده آنچنان که تاثير خود را بر مقدمات طلليه نهاده است. شاعر در اين
دوره همواره دوست يا همسفر يا مرکب خود را مورد خطاب قرار داده و او را به
گريه و ندبه به خاطر از دست دادن ايام خوش گذشته فرا مي خواند. او بيش از
اينکه به آسمان متصل باشد تعلق خاطر به زمين دارد.
معلقه مشهور امرءالقيس (متوفاي نيمه قرن ششم ميلادي) با مطلع زير شاهدي بر اين گفتار مي باشد.
قفا نبک من ذکري حبيب و منزل
بسقط اللوي بين الدخول فحومل
فتوضح فالمقراه لم يعف رسمها
لما نسجتها من جنوب و شمال
او مي گويد: دوستان اندکي درنگ کنيد تا به ياد ديار و جايگاه او در ميان
«دخول» و «حومل» و«توضح» و «مقراه» که نشانه هايشان با وزش بادهاي جنوبي
وشمالي از ميان نرفته لختي بگريیم. (محمود شکيب.چکامه ها ي بلند جاهلي. ص2)
مدح، هجاء، غزل، وصف و حکمت از مهمترين اغراض شعري اين دوره مي باشد.
درزمينه نثر نيز با توجه به اينکه کميت قابل قبولي در دسترس نيست اما آنچه
موجود است در ضرب المثلها و خطبه ها وبرخي از گفتارهاي باقي مانده
ازکاهنان، خلاصه مي گردد. محتواي اغلب حکمتها و خطبه ها حاصل تجارب بشري
در طول تاريخ است.
قسي بن ساعده ايادي (متوفي 22ه.ق) (مشهورترين خطباي دوره جاهلي است که از
او خطبه اي در زهدو بيم و هشدار باقي مانده است (حنا الفا خوري ،تاريخ
الادب العربي،ج1 ،ص173)
ادبيات دوره اسلامي با فاصله گرفتن از فضاي جاهلي و با بهره گيري از
تعاليم الهي دين اسلام ،غناي کامل پذيرفته ومفاهيم واصلاحات جديد ديني چون
نماز-روزه-خمس-ايثار-جهاد و شهادت،بزودي جايگاه خود را در شعر و نثر اين
دوره پيدا کردند. بي شک متون ديني و در رأس آن قرآن کريم آموزگار و
راهنماي ادبيات متعهد دوره اسلامي بوده است.
شهيد وشهادت در لغت و اصطلاح
شهيد و شهادت از ماده شهد اخذ گرديده است. شهد در لغت معاني کا ربردهاي
متعددي دارد. مصدر شهادت به معناي حضور - علم به امور ظاهري- شهادت دادن
خبر قاطع دادن - مشاهده نمودن و برخي معاني مشابه به ديگر است.
شهيد که جمع آن شهدا مي باشد بر وزن فعيل به معني فاعل بوده و گاه در
تاويل به معني مفعول نيز به کار مي رود.( ابن منظور، لسان العرب، ماده شهد
)
در اصطلاح اسلامي شهيد ،کسي است که در راه خدا کشته مي شود و يا مجاهدي است که در طريق حق جان مي سپارد . (همان)
جرجاني در کتاب تعاريف خود (ص108) در باب واژه شهيد چنين آورده است:«هو کل
مسلم طاهر بالغ قتل ظلما و لم يجب بقتله مال لا يرتت اي لم يصبه شيء من مرافق الحياه»
بنابراين تعريف، شهيد مسلمان پاکنهاد بالغي است که از سر ظلم و بدون چشمداشت مادي جان سپرده باشد.
گفته مي شود شهيد را از آن جهت شهيد گفته اند که چون فرشتگان گواه بهشت
اويند يا چون او زنده است و نمي ميرد، گويي که شاهد و حاضر است يا چون
فرشتگان الهي گواه اويند يا از آنرو که درکار خدا گواه حق بود تا جان باخت
يا چون به خاطر جان سپاري در راه خدا شاهد کرامت الهي است (ابن منظور
،همان)
شهادت در راه خدا شامل کشته شدن در ميدان نبرد ، ترور و سوء قصد دشمنان
نسبت به مومنان، کشته شدن دردفاع ازجان، ناموس و مال در هر مکان و زمان مي
شود. (قرائتي، 1377،ص308)
شهيدو شهادت در آيات و روايات اسلامي
ادبيات ديني با اين واژه تعاملي چندان دارد. در قرآن کريم ماده شهد 160
بار به صورت مشتقات مختلف ذکر شده که واژه شهيد 35 بار و جمع آن شهدا 20
بار و مثني آن شهيدين 1 بار به کار رفته است.
علاوه بر آيات قرآن، روايات اسلامي نيز در پرداختن به مساله شهيد و شهادت،
از چنان غنايي برخوردارند که خود تحقيقاتي مفصل و مستقل مي طلبد.
وسايل شيعه، مستدرک، بحارالانوار، ميزان الحکمه، نورالثقلين، کنزالعمال و
ديگر منابع اسلامي با بهره گيري از کلام پيامبر اسلام(ص) و امامان
معصوم(ع)، ديدگاه ديني را در باب بار معنايي که واژگان شهيد و شهادت ازآن
برخوردار است و اجر منزلتي که اسلام براي شهيد بر مي شمارد تبيين نموده
اند. (قرائتي 1377،ج2صص226-228)
آنچه در اين مقال مي گنجد ميزان پردازش ادبيات صدر اسلام و به ويژه بخش
منظوم آن به مباحث اعتقادي و موضوع شهيد و شهادت که از سرچشمه زلال آيين
نوين بر خاسته مي باشد.
طلوع دين اسلام با خودموجي از تغييرات را به همراه داشت که در تعامل اجتماعي افراد تاثيري بسزا مي گذارد.
تا پيش از اين، درگيري افراد جامعه جاهلي با انگيزه هاي بسيار پيش پا
افتاده و جزئي ماهها و سالها به درازا مي کشيد. دعوا بر سر مرتع يا اهانت
به قلمرو توسط چهار پايان مي توانست به کشتاري متزايد و ادامه دار
بيانجامد. جنگهاي «داحس» و «غبرا» و «بسوس» از جمله پيکارهاي نفس گير و
مشهور عرب جاهلي است که طی آن، افراد زيادي بی اندک منطقي از ادامه حيات
محروم مي گشتند، غارتهاي شبانه و روزانه و اسارتها و خونريزي ها حاصل چنين
مرامي بوده است که در قرآن کريم بدان اطلاق جاهليت گشته است. اسلام بسياری
از رسومات جاهلی را در زمينه جنگ برانداخت، از جمله خونخواهي يا «ثار» از
جمله آييني جاهلي بود که اسلام آنرا به کلي دگرگون گردانيد.
با ظهور دين اسلام و با صدور حکم حرمت چنين پيکارهايي، درگيريها تنها جهت
عقيدتي يافت و زمينه مادي براي بروز هر گونه برخورد و شکاف در جوامع تحريم
گرديد.دين جديد مبشر صلح و دوستي و خواهان آسايش و آرامش براي همه انسانها
بود و تنها زماني که تهديد يا تجاوزي ازسوي دشمنان صورت مي پذيرفت عزم
همگاني را به راه برخورد بر مي انگيخت.
شهيد و شهادت در شعر اسلامي
در دوره اسلامي آن اغراض و مفاهيمي که با تعاليم آئين جديد در تضاد بود
مهجور ماند. غزل مادي،فخر کاذب ،هجای گزنده ،خمريات و اغراض ديگر که از آن
بوي لهو و لهب به مشام مي رسيد به انزوا رفت . در عوض دعوت به اسلام و
احتجاج با مخالفان و هجو ايشان ،رثاي شهداي غزوه هاي رسول و فتوحات ، فخر
به پيروزي مسلمانان ،مدح،حکمت و وعظ و شعر زهدي با الگو پذيري از اسلام
رواج يافت. (خفاجي، 1992، 297-298) هم چنان که اشاره به حوادث
تاریخی،گرایش ادبیات را به سمت واقع گرایی سوق می دهد.
به مدد قرآن ،اين مفاهيم بلند، شعرايي چون حسان بن ثابت ،کعب بن زهير و
عبدالله بن رواحه و کعب بن مالک را در صف مدافعان پيشگام از حريم اسلام
قرار داد که با شعراي مشرکي چون زبعري ، ابو سفيان ،عمر بن العاص و ضرار
بن خطاب با سلاح زبان به مقابله بر خيزند.(عزام ؛1989-123)
حسان مشهور ترين شاعر مدافع حريم اسلامي و نبوي است.گفته مي شود اولين اشعاري که بر زبان وي جاري گرديد همزيه وي مي باشد.(ضيف،ص48)
او در بخشي از اين قصيده خطاب به ابو سفيان بن حارث مي گويد:
هجوت محمدا فاجبت عنه وعند اليه في ذاک الجزاء
اتهجوه ولست له بکفیء فشرکما لخيرکما الفداء
فان ابي و والده و عرضی لعرض محمد منکم وقاء
(ديوان،1987،ص9)
"تو هجاي محمد کني و من پاسخ دهم و پاداش در نزد خدا ثابت است .آياهجاي او
کني در حاليکه هم شأن او نباشي.پس از بين شما دو تن بدترين شما فداي
بهترينتان باد.پدر من و پدر پدر من و آبرويم،اعتبار وآبروي محمد را ضامن
گردد."
شعر دوره اسلامي آنگاه که به مسأله جنگها ،در گيريها، و فتوحات مي
پردازداز يکسو اشعار حماسي ديني را مي آفريند و از سوي ديگر جايگاه ادبيات
متعهد را در عرصه ادب عربي مستحکمنر مي گرداند.
در اين عرصه رثاي شهداي کارزارها و فتوحات حجم عظيمي از شعر صدر اسلام را
به خود اختصاص داده است.هم چنان که شيعه در شهادت امامان و اعوان و انصار
و محبان اهل بيت اشعاري جانگداز سروده اندکه سراسر حاکي از اندوه و محبت و
اخلاص و دريغ بر حق از دست رفته و مذمت باطل مدعي حق مي باشد .
ابوالاسود دؤلي يار وفادار امام علي(ع) آنگاه که حضرتش به شهادت مي رسد در رثايش مي سرايد:
الا ابلغ معاويه بن حرب فلا قرت عيون الشا متينا
أفي شهر الصيام فجعتمونا بخير الناس طرا أجمعينا؟
هان به معاويه پسر حرب بگو که هرگز ديده ملامتگرانمان مسرورمباد.
آيا در ماه رمضان ما را داغدار بهترين خلق نموده ايد؟ (حوفي،ص189)
او به سرزنش معاويه مي پردازد که شيعيان را در ماه صيام به عزاي پيشوايشان
نشانده است. در ادامه او صفات و خصوصيات حضرتش را برمي شمارد .همو که
بهترين انسانها در همه عصر ها و مصرهاست.همو که شجاعترين و در عين حال
متواضعترين است. قاري قرآن که از چهره اش نور مي بارد و در حسب و نسب
برترين است.
همچنين آنگاه که حجر بن عدي از ياران با وفاي حضرت علي(ع)که با وي در
جنگهاي جمل و نهروان هم رزم بوده، در حمايت از امام حسين (ع) و بيزاري از
وجود انحراف در دين به شهادت مي رسدهند انصاريه ضمن قصيده اي سراسر اندوه
به رثاي او مي پردازد .(حوفي،190-191)
این زن متعهد به قصد ثبت هميشگي این ظلم و به منظور تاكيد, چندين بار از
حجر نام مي برد واين همه دغدغه زني شيعي است كه با سوز گداز وبا عاطفه اي
صادقه مي گويد:(شاعرات العرب في الجاهلية والاسلام ،بشير يموت ، ص279)
ترفَّـع أيـها القمـر المنيرُ لعلّك أن تري حجـراً يسيرُ
اي ماه درخشان بيا بالا, شايد كه حجر را موقع حركت به سوي معاويه ببيني.
يسيرُ اِلي معاوية بن حرب ليقتلـه كمـا زعـم الاميرُ
به سوي معاويه بن حرب مي رود تا معاويه او را همچنان كه امير گمان برده بود به قتل برساند.
تَرَفَّعَتْ الجبابرُ بعد حجـرٍ وطاب لها الخورنق والسدير
ستمگران بعد از مرگ حجر فخر فروشي كردند وقلعه هاي خورنق وسدير در چشمان آنها خوشايند شد.
وأصبحـَتِ البلاد له مُحولاً كأن لـم يُحيهـا مزن مطيرُ
زمين بعد از مرگ حجر دچار خشكسالي شد, گويي كه باران به آن نباريده است.
ألا يا حجرُ حجرَ بن عَديٍ تلَقّتْكَ السلامـةُ والسـرور
اي حجر بن عدي سلامت وخوشحال باشي.
أخاف عليك سطوة آل حرب وشيخاً في دمشق له زئيـر
به خاطر زورگويي خاندان حرب وشيخي كه در دمشق غرش شير دارد, برايت نگرانم.
آلا ياليت حجراً مات موتاً ولم يُنحَر كما نحر البعيـرُ
كاش حجر روزي از دنيا مي رفت ولي مانند شتر ذبح نمي شد.
يري قتل الخيار عليه حقّاً له مِن شرِّ اُمتـه وزيـرُ
معاويه قتل برگزيدگان را حقشان مي داند ووزيري دارد كه بدترين مردم است.
ويصلبهُ علي بابي دمشق وتاكل من محاسنه الطيورُ
معاويه حجر را بر روي در لنگه دروازه دمشق به صليب مي كشد وپرندگان از گوشت او تناول مي كنند.
فانْ تهلَك فكُلّ زعيم قوم إلي هلكٍ من الدُنيا يصير
(اي حجر) اگر تو بميري, پس تمام رهبران قوم از دنيا به سوي نابودي حركت مي كنند.
اسلوب رثا بعد از شهادت امام علی (ع) شاهد نو عي تحول و نوآوری است چرا که
شاعران مرثيه سرای اين امام شهيد درشعر خود نوعي احتجاج و اعتراض نسبت به
غاصبان حقوق ايشان بکار مي برند و در عين حال شجاعت خويش را در دفاع از
ولايت وامامت ايشان ابراز مي دارندو در حقيقت زمينه سازی برای جنبش اسلامی
فراهم مي آورند.(حريرچي 1991، 89)
شعر اسلامي از به تصوير کشيدن صحنه کارزار اسلام و کفر باز نمانده است و
شعرای مسلمان اولين تاريخ نگاران سده اول هستند که سروده هايشان را به
عنوان اسنادی ماندني به تاريخ اسلام عرضه مي دارند .
حسان جنگ بدر را چنين توصيف مي کند :(ديوان،ص113)
فوافينا هم منا بجمع کاسد الغاب مردان و شيب
در مقابلشان گروهی که چون شير بيشه ، جوان و ميانسال قرار گرفتيم .
امام محمد قد آزروه علي الاعداءفي لفح الحروب
در پيشگاه حضرتش قرار گرفتند در حالي که در برابر دشمن و در صحنه نبرد ياورش بودند.
بايديهم صوارم مرهفات وکل مجرب خاظی الکعوب
در دستهاشان شمشير بران و نيزه ستبر است.
بنو الاوس ا لغطارف آزرتها نبو النجار في الدين الصليب
بزرگمردان بني اوس به ياری راد مردان بنی نجار دين حق را ياری کنند .
فغادرنا اباجهل صريعا وعتبه قد ترکنا بالجبوب
اباجهل را و عتبه را به خاک افکنديم.
يناديهم رسول الله لما قذ فناهم کباکب فی القليب
پيامبر خدا آنگاه که جماعت آنها را در گودالهای بدر جمع کرديم چنين فرمودند:
ا لم تجدوا حديثی کان حقا وامرالله ياخذ بالقلوب
آيا گفته ام را محقق نيافتید که فرمان خدا دلهارا در يابد.
فما نطقوا ولو نطقوا لقالوا: صدقت و کنت ذا رای مصيب
(دريغ که)کلمه ای نگفتند و اگر مي گفتند پاسخشان اين بود که راست گفتي و باور تو درست بود.
بي شک بررسی همه اشعار باز مانده از دوره اسلامی در اين تحقيق نمي گنجد
اما با مروری گذرا بر اشعار ی که توجه به مساله شهيد و شهادت دارند مي
توان گفت که اين دسته از اشعار مضامينی جديد به شعر افزودند که با آنچه
شعر مشرکان بدان اشارت داشت تفاوتی عميق دارد چرا که مشرکان همچنان بر
انتقام و خونخواهی ايستادگی داشتند اما شاعر مسلمان مي گويد که شهيد به
بهشتي نايل گردد که جايگاه صالحان است .
کعب بن مالک در غزوه خندق مي گويد :(عزام، ص129)
فاما تقتلوا سعدا سفاها فان الله خير القادرنيا
سيدخله جنانا طيبات تکون مقامه للصالحينا
اگر که سعد بن معاذر را از روی سبک مغزی کشتید پس خداوند همچنان قادر برتر
است. او را به بهشت نيک که منزلگاه نيکو کاران است خواهد برد .
ادبيات منظوم در عصر اسلامی به خوبي به انگيزه شهادت و نيز بيان صفات شهيد پرداخته است.
از مهمترين انگيزه های مسلمانان برای نيل به شهادت ،رسوخ اعتقاد اسلامی در
ايشان ،تشويق فرماندهان مسلمانان ، تحقق جهاد في سبيل الله و در نهايت نيل
به بهشت است .
مسلمان شهادت طلب با اعتقاد کامل به مبانی اسلام ،در مقابل کفر قد علم نموده از هرگونه شرک و باز گشت به گذشته سرباز می زند .
عمار ياسر از قول بلال حبشي و ديگر بردگان معتقد به آيين جديد که مورد اذيت و آزار زورمداران اند مي گويد :
جزي الله خيرا عن بلال و صحبه عتيقا و اخزی فاکها و ابا جهل
عشيه هموا في بلال بسوءه ولم يحذروا ماکان يحذر المرأ ذوالعقل
بتوحيده رب الانام وقوله شهدت بان الله ربي علي مهل
فان تقتلوني فقتلوني ولم اکن لاشرک بالرحمن من خيفه القتل
(مرضی،2005م،ص32)
خدا به بلال و دوستانش جزای خير دهد و فاکه و ابا جهل را خوار گرداند .
در آن شب که بی خردانه قصد آزار بلال نمودند .
به خاطر يکتا پرستي اش و گفتار توحيدی اش
(او که گفت )اگر جان من بگيريد باک نيست که من از ترس جان به خدای رحمان مشرک نگردم.
چنين باوری ناشی از اعتقاد محکم انسانی است که شيوه قديم زندگی را نمي پسندد و نوآوری های دين جديد همه مقبول خاطر اوست.
شعر اسلامی مفتخر است که در دامن اسلام و پیامبر گرانقدرش بسر می برد.
بنابراین کشته شدن در راه حق یا پیروزی، دو راه پیش روی مسلمانان است. هم
چنان که حسان می گوید:(دیوان ،ص48)
فینا الرسول و فینا الحق نتبعه حتی الممات و نصر غیر محدود
رسول الله و حق از آن ماست و ما تابع آن تا پای جان و رسیدن به نهایت پیروزی .
همچنین تشویق رهبران دینی و در راس آنان شارع مقدس و پیام رسانش رسول ختمی
مرتبت در استحکام روح جهاد گری و شهادت طلبی نقشی غیر قابل انکار داشته
است . مومن آنگاه که آیه "ان الله یحب الذین یقاتلون فی سبیله صفا کانهم
بنیان مرصوص."(4،صف) را تلاوت می کند جانش مالامال از عشق به جهاد می
گردد. کعب بن مالک ،شاعر مجاهدی که جان و زبان خود را وقف رسول گرامی
نموده در اشعارش تاثیر کلام نبوی را در تشویق مسلمانان به جانبازی به خوبی
به تصویر می کشد :(مرضی،2005،ص41)
وقال رسول الله لما بدوا لنا ذروا عنکم هول المنیات و أطعموا
وکونوا کمن یشری الحیاه تقربا الی ملک یحیا لدیه و یرجع
آنگاه که لشگر دشمن از دور نمایان شد رسول خدا فرمودند :
ترس از مرگ را از خود برانید و به جان آنها افکنید .
چونان کسی باشید که برای رسیدن به مطلقی که جان دوباره می بخشد ،زندگی خود را می بازد .
بی تردید انتخاب شیوه امر همراه با تشویق و وعده جاودانگی بر تاثیر قدرت کلام خواهد افزود .
این الگو برای دیگر پیشوایان و فرماندهان نظام اسلامی قابل پیروی است ؛بشر
بن مطر ازدی در دوره اموی برای تشویق مسلمانان برای رویارویی و شکست
رومیان در میدان نبرد رجز خوانی کرده و صحنه ای از بهشت را که گویاخود به
چشم دیده برای سپاهیان بازگومی کند.(المرضی،ص157)
من کان فی شک و فی تعامی فقد رایت الحور فی الغمام
صبرا لهذا یا بنی کرام حتی تحلوا ساحه السلام
اگر کسی دچار دودلی و غفلت گشته بداند که من در ابر ها حوریان بهشتی را دیده ام .
ای بزرگواران صبر باید تا که به صلح (ابدی)دست یازید .
جهاد در راه خدا و رسیدن به بهشت برین دو عامل دیگر در تقویت روحیه شهادت پذیری مسلمانان در دوره اسلامی بوده است .
عروه بن زید به انگیزه جهاد و نیل به شهادت است که در رکاب مسلمانان به جنگ نهاوند رهسپار می گردد.
او می گوید :(المرضی،ص53)
واصبح همی فی الجهاد و نیتی فلله نفس ادبرت وتولت
فلا ثروه الدنیا نرید اکتسابها الا انها عن وفرها قد تجلت
وماذا ارجی من کنوز جمعتها وهذی المنایا شرعا قد أظلت
-تمام هم غم من و نیت من جهاد است .جان از بدن من فارغ گشته و هوای او کرده است.
-مال دنیا نجوییم هر چند که خود نمایی کند .
-آنگاه که مرگ بر زندگی انسان سایه افکنده،اندوختن مال چه سود؟
در جنگ احد که حضرت حمزه به شهادت می رسد به گواه حضرت علي(ع) پیامبر برای
سید شهدا 70 تکبیرنثار می کند هم چنان که جعفر به خاطر ملاقات بی درنگ
نعیم بهشت لقب طیار می گیرد. در نهج البلاغه آمده است : "الاتری- غیر
مخبرلک ولکن بنعمته الله احدث- ان قوما استشهدوا فی سبیل الله تعالی من
المهاجرین و الانصار ولکل فضل حتی اذا استشهد شهیدنا قیل سید الشهدا و خصه
رسول الله بسبعین تکبیره عندصلاته ،او لا تری ان بواحدنا ما فعل بواحدهم؟
قيل الطیار فی الجنه ذوالجناحین. (صبحی صالح،ص386)
آنگاه که در پس جنگ احد و شهادت جانگداز حمزه،( امامه) دخترش از حسان می
پرسد که قبرش کجاست و کجا به شهادت رسیده،حسان می گوید که دل قوی دار که
او به آسایش و رضوان الهی رسیده است. (دیوان،105)
فقلت لها ان الشهاده راحه ورضوان رب-یا امام –غفور
دعاه اله الخلق ذوالعرش دعوه الی جنه یرضی بها و سرور
به وی گفتم ای امامه ،شهادت راحتی و بهشت برین خدای بخشنده است .
خداوندگار خلق ،صاحب عرش، او را به رضوان رضایت و خوان سرور فرا خواند .
همچنان که گفته شد پایداری اعتقادی ،تشویق پیشوایان،جهاد در راه خدا و
بهشت قویترین انگیزه های جانفشانی شهدا است که ادبیات اسلامی بطور مشروح
بدانان پرداخته است.
شعر اسلامی نه تنها به بیان انگیزه شهادت می پردازد بلکه برای شهدای اسلام
صفات اخلاقی و خصوصیاتی برمی شمارد که برخی از آن در ادبیات جاهلی نیز
مورد اتفاق نظر شعرا بوده است.
شجاعت،صبر ،پیشی گرفتن،کرم ، بردباری، صداقت و وفا از مهمترین ویژگی های شهید درشعر دوره اسلامی است .
گرچه پرداختن به هر یک از این صفات به عنوان ویژگی مثبت اخلاقی در تاریخ
بشری در خور مقالاتی مستقل است امابا نگاهی گذرا بر شعر این دوره، مصادیق
متعدد از این صفات را درزاویه دید شعرا می توان جست .
شجاعت از مهمترین صفات دلاوری است که قدم در کارزار می نهد. عزم و اراده
آنگاه که با شجاعت قرین گردد، نیل به هدف را ممکن می گرداند ؛گرچه تهور
نیز به تنهایی کارساز نیست اما آنگاه که انسان معتقد، به انگیزه جهاد بر
می خیزد ، شجاعت قدم بعدی او است. هم چنانکه متنبی شاعر عباسی می گوید:
الرای قبل شجاعه الشجعان هوالاول و هی المحل الثانی
(دیوان،1984،ج2،ص251)
-عزم و اراده قبل از شجاعت دلاورمردان است .اراده در مرتبه اول و بی باکی در مرتبه دوم است .
حسان در رثای حمزه بن عبدالمطلب ضمن توصیف شجاعت وی، گونه ای از رثا را که رثای شهدای مسلمان است پایه گذاری می نماید.
حسان در این قصیده الگویی از یک مسلمان ارائه می نماید.
من کان فارسا و حامیا اذا بعث المسالح
ولما ینوب الدهر فی حرب لحرب و هی لاقح (المرضی،ص72)
-آنکه یکه تاز و حامی مسلمانان در مقابل دشمنان بود و آنکه در هر نبردی اسلحه کارا بشمار می رفت.
شجاعت این جان بر کف گرفتگان چندان است که دشمن نیز بدان اعتراف دارد
.عبدالله،سرگروه شعرای مشرک ،در قصیده ای با افتخار از جنگ احد سخن می
راند روزی که مردان با اصل و نسب و جنگاور به دست کفر کشته می شوند.
کم قتلنا من کریم سید ماجد الحدین مقدام بطل
صادق النجده قرم بارع غیر ملتاث لدی وقع الاسل
(دیوان ،1987،ص42)
-بسا مردان با سخاوت،بزرگوار، شجاع، پیشرو ، دلاور، قدرتمند ، بااصالت و دارای سمعت که در کارزار ناتوان نیست ،کشته ایم.
این همه نشانگرآن است که شاعر مسلمان در توصیف شجاعت شهیدان اسلامی هیچ مبالغه ای به کار نبسته است. (المرضی ،ص75)
وصف دلاوری لشکر اسلام در شعر فتوحات نیز ادامه می یابد .دواوین شعرای چون
ثابت قطنه و فرزدق و نیز تاریخ طبری نمونه هایی از توصیف صحنه های نبرد
متهورانه مسلمانان در فتو حات دوره اسلامی است. (المرضی،صص195-199)
از سویی اسلام صبر را به عنوان یک ویژگی ممتاز بر می شمارد .آیات 48 سوره
طور، 127 سوره نحل و 200سوره آل عمران، مسلمانان را به این خوی نیک فرا می
خواند. آنگاه که عبدالله بن زبعری به کشتگان مسلمانان در جنگ احد فخر می
فروشد و این اقدام کفار راانتقام خون کشتگان بدر بر می شمارد . حسان ضمن
مرثیه سرایی بر شهدای اوس و خزرج، صبر ایشان بر جهاد و وفایشان به دین
اسلام را ارج می نهد. او می گوید:
وقل ان یکن یوم باحد یعده سفیه فان الحق سوف یشیع
وقد ضاربت منه بنوالاوس کلهم وکان لهم ذکر هناک رفیع
وحامی بنوالنجار فیه و ضاربوا وماکان منهم فی اللقاءجزوع
امام رسول الله لا یخذلونه لهم ناصر من ربهم و شفیع
وفوا اذکفرتم- یا سخین- بربکم ولا یستوی عبد عصی و مطیع
(دیوان،150)
-به آن سفیه که روزی را در برابر روزی دیگر قرار می دهد بگو که حق همه گیرخواهد شد.
-قبیله اوس همگی در کارزار بودند و نام نیکو از خود بر جای نهادند.
-قبیله نبو نجار نیز بی هیچ واهمه همراه آنان بودند.
- در کنار رسول خدا به یاری او شتافتند و خدا نیز یاور و شفیع آنان است .
-ای فرو مایگان ! آنگاه که شما کفر ورزیدید آنها وفادار حق ماندند و برده نابکار با بنده فرمانبردار یکسان نیست .
در بخش دیگر از قصیده می گوید :
فان تذکروا قتلی وحمزه فهیم قتیل ثوی لله و هو مطیع
فان جنان الخلد منزله بها وامرالذی یقضی الامور سریع
وقتلاکم فی النار افضل رزقهم حمیم معا فی جوفها و ضریع
حسان ضمن رثا ی حمزه ، بهشت را جایگاه وی دانسته در حالی که کشته شدگان
کفر در آتش جهنم از حمیم و ضریع می نوشند و سیر می گردند.(همان،151)
پیشگامی در نبرد از دیگر ویژگیهای رزمنده مسلمان است. او در خانه منتظر
دشمن نمی نشیند بلکه با آمادگی کامل در کمین دشمن است. (المرضی،ص110)
کعب بن مالک در تو صیف صحنه غزوه موته، جلوداری جعفر بن ابی طالب را که رایت جنگ در دست اوست چنین توصیف می کند:
اذ یهتدون بجعفر و لوانه قدام اولهم فنعم الاول
حتی تفرجت الصفوف و جعفر حیث التقی وعث الصفوف مجدل.(همان،119)
-علمدار و راهنمای آنهاجعفر بود که پیشاهنگ جنگاوران و نیکترین جلو داران بود.
-تا که صفها شکافته شد و میان لشگر دشمن نمایان گردید.
کرم یکی از صفاتی است که اعراب از دوره جاهلی بدان فخر می ورزیدند. اسلام
نیز بر این ویژگی اخلاقی تاکید می ورزد و انسانها را به انفاق فرا می
خواند. حمزه ،شماس بن عثمان ،جعفر بن ابی طالب ،زهیر بن هذلی از جمله
شهدایی هستند که در شعر صدر اسلام به واسطه کرمشان مورد ستایش شعرا قرار
گرفته اند.(المرضی،صص136-138)
این کریمان در روزگار صلح به بخشش مال به بیچارگان همت می گماشتند و در هنگامه جنگ ،جان خود را نثار طریق حق نمودند.
صداقت از دیگر صفاتی است که شهدای احد بدان متصف بوده اند.در راس این شهدا
حمزه است که کعب بن مالک و حسان او را به خاطر صدق در گفتار و وفای به
عهدی که با خدا بسته می ستایند. (همان،صص144،145)
جمع بندی و نتیجه گیری
ظهور اسلام تحولی همه جانبه در زندگی سیاسی،اجتماعی، اقتصادی و فکری عرب
تباران بوجود آورد. در فضای فکری جدید ،نیازهایی فراهم کرد که پاسخ بدانان
متفاوت از قبل بود.دین جدید برای پاگیری ،پاسداری و ادامه طریق نیاز به
جانفشانی داشت و در این راه ،مسلمانان با انگیزه های اعتقادی ،فرمانبرداری
،مشارکت در جهاد و نیل به ثواب الهی جان فشانی نمودند.مسلمانانی که از
ویژگی مثبت اخلاقی چون شجاعت، صبر،تحور،کرم،صداقت،وفا و دور اندیشی
برخوردار بودند.
ادبیات دوره اسلامی در این مسیر متعهد گردیدکه به جای پردازش به مو ضوعات
نه چندان مهم یادر کنار آنها برای موضوعات اعتقادی جدید،اهمیتی مضاعف قایل
شود. به تناسب این موضوعات ،اشکال و قالبهای قدیم با تنوع در مضمون ،شاهد
تحول اساسی گردید. قصیده ازوحدت بیت به سمت وحدت موضوعی گرایش یافت؛حجم
کلمات و اصطلاحات متاثر از دیدگاه اسلامی فضایی نوبن برای اشعار فراهم
آورد. وجود شعر فتوحات ،فخر و حماسه قدیم را باز تعریف نمود و رثا به باز
آفرینی خاطره شهدای اسلام پرداخت.
کوتاه سخن آنکه روح دینی و تاثیر از مفاهیم قرآنی و حدیث نبوی ،ادبیات صدر
اسلام را به طور کلی از ادبیات جاهلی متمایز می گرداند.شهادت و شهید به
عنوان یکی از موضوعات مهم جامعه اسلامی موردتوجه ادبای متعهد قرار گرفته
است. دواوین باقی مانده از شعرای صدر اسلام حاکی از عمق نفوذ اعتقادات بر
موضوعات و اسالیب شعری دوره اسلامی می باشد.
شاعر مسلمانان ضمن پرداختن به موضوع شهید و شهادت با تمام توان از فنون
بلاغی برای زیباسازی ساختاری مدد می جوید.تشبیه ، استعاره و جناس که در
اشعار دوره اموی بیشتر مشاهده می گردد شاعر را در نیل به موفقیت همراهی می
کند.
فهرست منابع
قرآن کریم
ابن منطور ابی الفضل جمال الدین،لسان العرب،نشر ادب الحوزه ،قم ،1405ه
التونجی،محمد ، المعجم المفصل فی الادب ،ط1،دارالکتب العلمیه ، بیروت ، 1993
-حریرچی،فیروز، علی ضوءالشعر الملتزم فی صدر الاسلام،مجله العلوم
الانسانیه للجمهوریه الاسلامیه الایرانیه، العدد 3و4،السنه الثامنه،1990
حسان بن ثابت،دیوان،1987،بیروت
الحوفی احمد محمد ،ادب اسیاسه فی العصر الاموی،دارالقلم،بیروت
خفاجی عبد النعم در اسارت فی الشعر الجاهلی واسلامی،1992،ط1،دارالجیل
زبعری عبدالله ،دیوان شعر ،تحقیق یحیی جبوری ،1987،ط3 موسسه الرساله،بیروت
صالح صبحی،نهج البلاغه ،دارالهجره،قم
ضیف شوقی ،تاریخ الادب العربی- العصر الاسلامی،ط21،دارالمعارف ،مصر
الطبرسی ابی علی الفضل بن الحسن، مجمع البیان فی تفسیرالقران،ط2،دارالمعرفه، بیروت، 1988
عزام محمد،قضیه الالتزام فی الشعر الاموی ،1989 ،ط1،دارطلاس،دمشق
الفاخوری،حنا،تاریخ الادب العربی،ج1،چ 5 ،1984،دارالعلم للملایین ، بیروت،1984
فروخ عمر ، تاریخ الادب العربی،ج1 ،1984 ،دارالعلم للملایین،بیروت
قرائتی –محسن-تفسیر النور، چاپ سوم ،موسسه در راه حق، قم، ، 1377
متنبی ابوالطیب، فی شرح دیوان ابی الطیب،شرح ناصیف الیازجی،1984 ،داربیروت
مرضی علاوی الجبیلی عبد الرحمن ،الشهاده فی الشعر العربی ، ط1 ،2005،مکتبه الثقافه الدینی ،مصر
یموت بشیر ،شاعرات العرب فی الجاهلیه والاسلام،1998،دارالقلم العربی ،حلب
WWW.ISLAMICFEGH.CO