|
خاطراتی از زندگی شهید شاه آبادی |
|
|
|
|
نوشته شده توسط كاربر یک
|
|
سه شنبه ، 7 ارديبهشت 1389 ، 15:36 |
|
از زندان به مسجد از مسجد به زندان تازه از زندان آزاد شده بود، مردم به سراغش آمدند و گفتند می خواهیم برایتان گوسفند قربانی کنیم و مراسم بگیریم اما گفت نه من این را نمی خواهم اما اگر تظاهرات کنید و مرگ بر شاه بگوئید به این مسأله رضایت می دهم و گرنه ساده می روم! مردم قبول کردند. در همان روز از محله اختیاریه تا مسجد رستم آباد تظاهرات بزرگی علیه رژیم شاه ترتیب داده شد، تظاهراتی که باز زیر سر شیخ مهدی شاه آبادی بود و وقتی برای نماز مغرب به مسجد رفت، مأمورین ساواک منتظر شدند تا نماز جماعت تمام شود ، از همان مسجد دوباره راهی زندان شد. آزادی اش چند هفته هم طول نکشیده بود. بچه ها از مسجد گریان به خانه بازگشتند و به مادر گفتند آقاجان را دوباره به زندان بردند!
|