افسوس مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط كاربر یک   
دوشنبه ، 16 آذر 1388 ، 16:55

سروده های یک رزومنده:

وقتي كه ياران دست بر شمشير كردند
يا جان فدا و همره آن پير كردند

وقتي كه دشت لاله در اين سرزمين بود
شيران همره را به گل تفسير كردند

وقتي كه آن نوباوگان دل صفا كيش
بي ادعا رفتند اما دير كردند

وقتي دليران وطن در راه جانان
از جان گذشتند و همه تكبير كردند

وقتي قلم ها در پي خون جوانان
در هر غزل ،در هر نوشته گير كردند

وقتي هزاران بهره دنيا سهم شان بود
دلدادگي در لوح خود تحرير كردند

وقتي كه عشاق حريم عشق در دير
در نيمه شب ناليده دل نخجير كردند

وقتي كه با يك جام پر از خون آنان
مستانه رقصيدندومستي سير كردند

وقتي همه مستي در اين زيبايي عشق
صد لوح زرين در جهان تقرير كردند

اين دل خدا داند كه با اين كاروان بود
گويا كه حسرت بر دلم تقدير كردند

ما مانده و فرسنگ ها دوري زياران
اي واي بر دل هاي ما زنجير كردند

ما ماندگانيم و هزاران نكته از عشق
افسوس دونان نكته ها تكفير كردند

                                                     شعری از محمود رضا امینی