محل قرارگيري سايت سخن روز وصیتنامه شهدا مروري بر مبحث اشک و گريه در وصاياي شهدا
مروري بر مبحث اشک و گريه در وصاياي شهدا مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط كاربر یک   
شنبه ، 18 دی 1389 ، 09:00

 

دوران دفاع‌مقدس به عنوان برگ زريني از تاريخ كشورمان، همواره مايه مباهات بوده و خواهد بود و آيندگان نيز افتخار خواهند كرد كه در گذشته كساني از همين كشور در سخت‌ترين شرايط در مقابل دشمن متجاوز ايستادند و نه تنها اجازه ندادند حتي يك وجب از خاك كشور در دست متجاوزان باقي بماند، بلكه آسايش و امنيت امروزي آن‌ها نيز مديون از جان گذشتگي ايثارگران و شهيداني است كه بي‌هيچ چشمداشتي، جان خود را در طبق اخلاص نهادند.

به گزارش فرهنگ ایثار، در ادامه بررسي موضوعي وصيتنامه‌هاي شهيدان، بحث «شک و گريه» را كه برگرفته از وصيتنامه تعدادي از شهيدان است، منتشر مي‌كند.

شهيد نورعلي رحمتي در وصيت‌نامه‌اش آورده است: همسر مهربانم بارها از هدف خود در سپاه و خط مقدم جبهه براي تو گفته بودم. از شما و فرزندان عزيزم در خواست مي‌كنم، در مرگ من زياد ناراحت و پريشان نباشيد اگر خواستيد گريه كنيد بياد آقا و مولايم امام حسين (ع) گريه كنيد.

شهيد نوراله صبوريان نيز چنين مي‌نويسد: عزيزان من نمي‌گويم در فراق من اشك نريزيد و گريه نكنيد ولي اگر گريه مي‌كنيد به خاطر خدا و اباعبدالله (ع) و ياران با وفايش و علي اصغرها و علي اكبرها كه در كربلايي چنين مظلومانه به شهادت رسيدند، باشد.

شهيد امير حسين كرمي نيز در وصيت‌نامه‌اش آورده است: مي‌گويم بعد از مرگم تو اي پدر و مادر، برادر و خواهر، تو اي آشنا و اي دوست از شما مي‌خواهم اطاعت از ولي امر مسلمين و راه صراط مستقيم را هرگز فراوش نكنيد در غم و ماتم و عزايم و هجرتم و شهادتم و در اين تكليفم اشك بريز آنقدر اشك بريز كه خون من و اشكت درياي پر تلاطم و خونين انقلاب حسين (ع) را پر موج تر و پر خروش تر و كاخ استبداد ظلم را به نابودي بنشاند.

شهيد غلامرضا سياه كمري نيز چنين آورده است: ... وقتي به ايلام رسيديم از تجمع مردم روبه روي بيمارستان و حركت آمبولانس‌ها پي برديم كه عمليات شده است و همين برايمان كافي بود كه عجيب‌ترين حالت تمام عمرم كه جز چند بار به سراغم نيامده بود را استقبال كنم از اينكه عمليات شده ... جنگ چهره نبرد دلاورانه به خود مي‌گيرد در شعفي وصف ناشدني فرو رفتم و از اينكه در منطقه بودم و شايد به راحتي مي‌توانستم در عمليات باشم و نبودم سخت ناراحت شدم و اشك چشمانم به سهولت بر گونه‌هايم چكيد و تا روي محاسنم لغزيد و بر لباس نظامي‌ام ريخت.

شهيد رحم خدا سليمان آبادي مي‌نويسد: هرگاه كسي خواست بر من گريه كند بر مظلوميت‌ها و مصيبت‌هاي حضرت اباعبدالله الحسين گريه كند و آن هم گريه سياسي كند تا اين سخن پير جماران كه فرمود: ملت ما سياسي شده‌اند، بيشتر تحقق پيدا كند.

شهيد معروفعلي مرادي نيز چنين مي‌نويسد: نمي‌گويم که گريه نکنيد چرا که گريه تسکين بخش دل است و رابطه برقرار کردن با روح شهيد است بايد در مرگ من صبر و شکيبايي داشته باشيد و امام امت مي‌گويد: گريه کردن بر شهيد نشانه و باعث ادامه نهضت کربلاست.

شهيد شهاب‌الدين محرابي نيز آورده است: پدر و مادر عزيز و شما اي خانواده عزيز هميشه برايم طلب آمرزش کنيد هر وقت بياد موضوع جزء افتاديد به عشق خدا گريه کنيد به عزاي امام حسين گريه کنيد بياد حضرت مهدي (عج) گريه کنيد و به آنها عرض کنيد که بچه شما را تنها نگذارند، عرض کنيد به خداي عزيز ( در حاليکه خودش مي داند ) که شهاب تو را دوست داشت.

شهيد ايرج خزائي در وصيت نامه‌اش آورده است: مادر عزيزم، داغ جوان براي شما سخت است ولي از شما مي‌خواهم که در عزايم طوري گريه کنيد که دشمنان دين خدا، دشمنان امام عزيز شاد نشوند و به قول شهيد رحم خدا سليمان آبادي: گريه به خاطر امام حسين (ع) باشد، گريه سياسي باشد.

شهيد نايبعلي مرآتي نيز در وصيت‌اش چنين مي‌نويسد: پدر و مادرم مبادا نگران من باشيد که فرزندي را از دست داده‌ايد و گريه کنيد، به ياد امام حسين، به ياد علي اکبر بيفتيد و براي آنها گريه کنيد و اگر هم خواستيد گريه کنيد مبادا در جلوي دشنمان اسلام گريه کنيد چون از گريه شما قلب دشنمان اسلام شاد مي‌شود.

آخرین بروز رسانی مطلب در يكشنبه ، 19 دی 1389 ، 13:23