محل قرارگيري سايت مقالات و پايان نامه ها مقالات فرهنگ ایثار و شهادت(بخش چهارم)
فرهنگ ایثار و شهادت(بخش چهارم) مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط كاربر یک   
شنبه ، 12 دی 1388 ، 09:41

 

ولايت در اسارت
مقاومت و پايداري رزمندگان ما در سياهچال‏هاي دژخيمان بعثي، ضرب المثل روزگار است. خواندن يا شنيدن آن‏هابه قدري حيرت‏انگيز و تعجب آور است كه عقول دنيوي ما، ساحت مقاومت و ايثار آنان را درك نمي‏كند، پس بايد با زبان عشق اين حماسه‏ها را تفسير كرد. دژخيمان بعثي از شدّت علاقه و عشق رزمندگان اسلام به مقتداي خويش با خبر بودند، لذا سعي مي‏كردند با جسارت به امام راحل قدس سره روح و جان آن عزيزان را شكنجه دهند.

آقاي حميد محمّدي، از آزادگان سرافراز، در اين باره مي‏نويسد:
«بارها مي‏خواستند كه ما را وادار كنند تا به امام عزيزمان توهين كنيم؛ به كسي كه شنيدن حتي يك كلامش در محيط اسارت، ماه‏ها روحيه ما را شاد و عالي نگه مي‏داشت ؛ به كسي كه به عشق ديدارش روزهاي سخت را اميدوارانه سپري مي‏كرديم. هر چه كردند، لب از روي لب هيچ كداممان نجنبيد. فرمانده كه چشمانش داشت از حدقه در مي‏آمد، همراه با بقيه سربازها حسابي افتادند به جان ما، از ضربه‏اي كه به صورت و سرم خورد، در يك لحظه از خود بي خود شدم و خون از دهانم بيرون ريخت ؛ زير چشمانم سياه و كبود شده بود، بچه‏هاي ديگر هم وضعشان بهتر از من نبود.
بعد از شش روز كه در زندان اردوگاه بوديم، دوباره آمدند و تا حدي كه دوست داشتند، مشت و لگد نثارمان كردند. پانزده روزي كه در زندان بوديم، ديگر چشم‏هايمان به تاريكي محيط و بدن‏هايمان به ضربه‏هاي بعثي خو گرفته بود. در طول اين مدت، فقط چند دقيقه‏اي بعد از آمار اجازه مي‏دادند كه براي رفتن به دستشويي از زندان خارج شويم.»
همچنين صحنه‏هاي متهوّرانه‏اي كه رزمندگان ما در اسارت آفريدند، بسيار براي ما آموزنده و عبرت‏انگيز مي‏باشد و راه و رسم اطاعت از مقام ولايت را به ما مي‏آموزد. بيان يك نمونه، آن هم از سوي يك بسيجي كم سن و سال قابل توجه است:
بعثي‏ها در بازرسي بدني از اسرا، ضمن ضبط وسايل، متوجه وجود چند قطعه عكس در جيب‏هاي ما شدند كه در پس زمينه يكي از عكس‏ها تصوير حضرت امام خميني قدس سره به چشم مي‏خورد. عراقي‏ها پس از ديدن تصوير حضرت امام، آن را به يكديگر نشان دادند و اداي احترام كردند كه در اين ميان يكي از افسران عراقي متوجه شد و وقتي وضع را چنين ديد، عكس را گرفت و آن را جلوي يكايك اسرا برد و از ايشان خواست تا ضمن بي احترامي به عكس، به شخصيت حضرت امام نيز توهين كنند.

خلاصه نوبت به برادر سيزده ساله‏اي به نام سهيل رسيد. او عكس را گرفت، چند لحظه به آن نگاه كرد و سپس در حالي كه همه چشم‏ها به او خيره شده بود، در ميان حيرت و تعجب همگان، ابتدا عكس را به صورت چسباند و بعد آن را غرق بوسه كرد.
ساير اسرا همچنان كه ناظر اين صحنه تعجب آور بودند، به حيرتشان افزوده شد، زيرا اين عمل متهوّرانه سهيل، درس بزرگي بود به يك يك اسرا، و پيامد آن شكنجه و ضرب و شتم سهيل بود از سوي بعثي‏ها.
آري، شير اگر در قفس باشد، باز هم شير است، و روباه اگر در صحرا و بيابان آزاد باشد، باز هم روباه است. رزمندگان عزيز ما اگر چه ساليان دراز در اسارت دژخيمان بعثي بودند (بعثياني كه در شقاوت و بيرحمي و كاربرد انواع روش‏هاي پيشرفته در شكنجه عزيزان ما، روي سفّاكان تاريخ را سفيد كردند) اما غرور و شهامت ايماني و عشق‏آن‏ها به ولايت در همه صحنه‏ها و پهنه‏هاي آفاق و انفس درخشيد.
مرا به جز تو نيازي به دار فاني نيست
دمي كه بي تو برآيد ز زندگاني نيست
مرا ز آتش هجران كجا بود پروا
كه شمع دير ترا ميل سرفشاني نيست
دلم رسيده به كويَت مگو چه آوردي
كه عاشقانِ ترا جز غم ارمغاني نيست

دنيا گريزي و ساده‏زيستي:
در ميان تعاليم ديني از «دنيا» با تعابير مختلفي ياد مي‏شود؛ گاهي مورد مذمت بسيار قرار مي‏گيرد و گاهي مورد ستايش. لذا قبل از همه لازم است براي فهم ماهيّت «دنيا»، از نصوص ديني پرسش كنيم و نظر دين و بزرگان آن را در اين‏باره جويا شويم.
در برخي از نصوص ديني «دنيا» مورد توجه قرار گرفته است؛ طوري كه مولاي متقيان علي‏عليه السلام مي‏فرمايند:
وَ انَّما ينظُرُ المُؤمِن اِلي الدُّنيا بعينِ الاعتِبار، وَ يقتات مِنها بِبَطنِ الاضطِرار
بنابراين، دنيا عبرتكده مي‏باشدو بهره وري از آن در حد نياز و ضرورت، مفيد است.
معبر آخرت ما دنياست، پس بايد از اين معبر خوب استفاده كرد.
اما آياتي هم در قرآن كريم وجود دارد كه »دنيا« را نكوهش مي‏كند، از جمله:
وَ مَا الحَيوةُ الدُّنيا اِلاّ مَتاعُ الغُرُورِ
دنيا جز متاع فريب و غرور چيزي نيست.
وَ مَا الْحَيوةُ الدُّنيا اِلاّ لَعِبٌ وَ لَهْوٌ
دنيا جز بازيچه كودكان و هوسراني بي‏خردان نيست.
ياد آوري مي‏شود دنياي مذموم، دنيايي است كه به هنگام تعارض و تزاحم با آخرت، ترجيح داده مي‏شود. كافران، مشركان، منافقان و دنياپرستان، كساني هستند كه آخرت را فداي دنيا مي‏كنند.
در روايات ديگري اين چنين آمده است:
فيها اَوحي اللَّه تَعالي اِلي موسي اعلَم ان كلّ فِتنَه بَذرها حُبُّ الدُّنيا
در آنچه خداوند به حضرت موسي وحي كرده است؛ بدان! بذر تمامي فتنه‏ها دنيا دوستي است.
حُبُّ الدُّنيا رَأسُ الفِتنَ وَ اَصلُ المِحَن.
دنيا دوستي سر منشأ فتنه‏ها و مايه رنج‏هاست.
براي مبارزه در راه خدا شرايطي وجود دارد كه تحصيل آن لازم است و موانعي نيز هست كه پرهيز از آن‏ها واجب مي‏باشد. اما مهم‏ترين ركن و اصلي‏ترين شرط، همان تجارت دنيا و آخرت است؛ يعني فروش دنيا و خريد آخرت؛ و منظور از دنيا كه رأس هر خطيئه است، همان توجه به غير خداست، زيرا همان طور كه آخرت درجاتي دارد، دنيا نيز دركاتي دارد كه بعضي از برخي ديگر فروتر و پست‏تر مي‏باشد. شرط اصلي جهاد در راه خدا، همانا اجتهاد در تشخيص دنيا با همه دركات، و تمييز آخرت با همه درجات آن است و همچنين اقدام به داد و ستد و از دست دادن دنيا كه در حقيقت رهايي از دركات آن مي‏باشد.
قرآن كريم در اين‏باره مي‏فرمايد:
قُل اِن كان آباؤُكُم و اِخوانُكُم و اَزواجُكُم وَ عَشيرتُكُم وَ اَموالٌ اقْتَرَفتُموها و تِجارةٌ تَخشَونَ كَسادَها و مَساكِنُ تَرضَونَها اَحَبّ اِلَيكُم مِنَ اللَّه رَسولِهِ وَ جِهادٍ في سَبيلِهِ فَتَربَّصوا حَتّي يَأتِي اللَّه بِأمرِه وَ اللَّهُ لايَهدي القَومَ الفاسِقين
اي رسول! بگو اي مردم اگر شما پدران و پسران و برادران و زنان و خويشاوندان خود و اموالي را كه جمع كرده و مال‌التجاره‏اي كه از كسادي آن بيم داريد و منازلي كه به آن دل خوش نموده‏ايد، بيش از خدا و رسول و جهاد در راه او دوست مي‏داريد، پس منتظر باشيد تا قضاي حتمي خدا جاري گردد كه خداوند قوم فاسق بدكار را هدايت نخواهد كرد.
البته مال و زن و فرزند و دارايي‏هاي دنيا تا آن جا خوب و ارزشمند هستند كه مانع راه خدا و رسول و جهاد در راه او نشوند، در غير اين صورت، آفات هدايت و دين داري به حساب مي‏آيند و كساني كه در بند دنيا و دودمان خود گرفتار شوند، از بزرگ‏ترين زيانكاران به شمار مي‏روند. اما يك مجاهد فداكار همواره اميال و منافع مادي خود را فداي منافع اسلام و خداي تعالي مي‏كند و نه تنها سرمايه‏هاي دنيايي، بلكه سرمايه معنوي خود، يعني جان را نيز تقديم خدا مي‏كند.
امام راحل‏قدس سره فرمودند:
«بايد انسان تمام اميال خودش را فداي ميل اسلام بكند؛ همان طور كه شما و همه رزمندگان ما واقعاً يك چهره‏هايي هستيد كه جان خودشان را كه سرمايه همه چيز است، اين را دارند فدا مي‏كنند براي اسلام.»
بنابراين، تا زماني كه انسان از دلبستگي به دنيا اجتناب كند و آنچه را كه دارد، در هر شرايطي فداي منافع اسلام كند، انگيزه دفاع در او قوت مي‏گيرد و فرهنگ دفاع نيز در مدار خود استوار مي‏ماند. اما اگر به دنيا و رفاه‏طلبي رو آورد، نه تنها انگيزه دفاع از اسلام و ارزش‏ها در او از بين نمي‏رود، بلكه دلبستگي‏ها و تعلّقات دنيايي، او را در موضع دشمني با مدافعان اسلام قرار مي‏دهد.
بدين ترتيب، نتيجه مي‏گيريم كه فرهنگ دفاع با فرهنگ رفاه‏طلبي قابل جمع نيست، و هر يك ديگري را دفع مي‏كند؛ چنان كه امام راحل قدس سره در بياني بسيار زيبا فرمودند:
«بحث مبارزه و رفاه و سرمايه، بحث قيام و راحت‏طلبي، بحث دنياخواهي و آخرت جويي، دو مقوله‏اي است كه هرگز با هم جمع نمي‏شوند ؛ و تنها آن‏هايي تا آخر خط با ما هستند كه درد فقر و محروميت و استضعاف را چشيده باشند. فقرا و متدينين بي بضاعت، گردانندگان و برپادارندگان واقعي انقلاب هستند.»
بنابراين، آنچه لازمه حفظ روحيه دفاع و انگيزه مبارزه دائمي با دشمنان اسلام است، قناعت و بي‏اعتنايي به دنياست. آنان كه فكر مي‏كنند با داشتن سرمايه و رفاه مي‏توانند مبارز صحنه‏هاي دفاع از اسلام هم به حساب آيند، به فرموده امام راحل‏قدس سره سخت در اشتباه هستند.
به همين سبب مولاي متقيان علي‏عليه السلام از »خباب بن ارت« به عنوان الگوي عيني مدافعان اسلام ياد مي‏كنند كه در طول عمر هفتاد ساله خويش، در قناعت و ساده زيستي زندگي كرد و همواره مرد پيروز ميدان دفاع از اسلام و حريم ارزش‏هاي الهي به شمار مي‏آمد:
يَرحم اللَّه خباب ابن الارت فَلَقَد اَسلَمَ راغِباً هاجراً طائعاً و قَنَعَ بِالكَفاف وَ رَضِي عَنِ اللَّه، و عاشَ مُجاهداً، طوبي لِمَن ذكر المَعاد، و عمل الحِساب، وَ قَنَعَ بِالكَفافَ وَ رَضِي عَن اللَّه
خدا خباب بن ارت را بيامرزد كه از روي ميل و علاقه، اسلام را قبول كرد و از وطن هجرت نمود، و قناعت او از دنيا به اندازه كفاف بوده است (يعني به حد كافي از دنيا قناعت مي‏كرد) و از خدا راضي و خشنود بود. در زندگي همواره اهل جهاد و مقاومت بود. خوشا به حال كسي كه به ياد معاش باشد و براي روز واپسين كار كند و به اندازه روزي خود قناعت نمايد و از خدا خشنود باشد.

آخرین بروز رسانی مطلب در چهارشنبه ، 18 فروردين 1389 ، 12:00