|
فرهنگ ایثار و شهادت(بخش اول) |
|
|
|
|
نوشته شده توسط كاربر یک
|
|
يكشنبه ، 29 آذر 1388 ، 17:12 |
نویسنده: دكتر اسماعيل منصوري لاريجاني بدون شك يكي از عوامل مهم و اساسي مقاومت و پيروزي در دفاع هشت ساله، نيروي انساني است، نيروهاي متشكل از بهترين و قويترين مردان بويژه جوانان عاشق و شهادت طلب ميهن اسلامي، كه در دفاع از انقلاب اسلامي و تماميت ارضي كشور مقدس جمهوري اسلامي سراز پا نميشناختند. مقاومت تحسين برانگيز جوانان برومند اين سرزمين در برابر استكبار جهاني، صحنههاي بيبديل و بينظيري از شهادت و ايثار را خلق كرد كه اگر به ضبط و ثبت و تفسير و توزيع آن اهتمام نورزيم، به فرهنگ وتاريخ مردم اين مرز و بوم، جفايي جبرانناپذير روا داشتهايم. خلق اين آثار اعجابآور و حيرتانگيز كه طبق فرمايش آن مقتداي سفر كرده، به جز در برههاي كوتاه از صدر اسلام همانند ندارد، حجت را بر همگان تمام كرده است.
شاعر امروز ايراني ميتواند يك بار ديگر همانند فرزانه طوس، مثنوي حماسه بسرايد و اين بار قهرمان شعرش نه رستم دستان كه شهيدان بزرگواري چون شهيد همّت و شهيد باكري باشند؛ ميتواند مثنوي معنوي را جاني دوباره بخشد و تمثيلها را از صحنههاي نبردي انتخاب كند كه از تراوش خون و جان است. عارف فرزانه ايراني، امروزه ميتواند تذكرة الاوليايي ديگر با مضمون اين شهيدان گمنام به رشته تحرير درآورد؛ ميتواند بوستاني دگر بسرايد و گلستاني نو بيافريند و اسرارالتوحيد را تفسيري دگر نمايد. مفسر و اهل علم ما ميتواند يك بار ديگر مقام مولا عليعليه السلام در نهجالبلاغه را فصلالعين خويش قرار داده، معناي كلام حضرتش را اين بار در چهره معصوم بسيجي شهيدي جستجو كند كه ره صد ساله را يك شبه پيموده است؛ آن جا كه مولا ميفرمايد:
هَجَمَ بِهِمُ العِلْمُ عَلي حَقيِقَةِ الْبَصيرة وَ باشَرُوا روُحَ اليقين و ستلانوا ما اسْتَوْعهُ المُترِفونَ و اَنِسوُ بماستوحشَ مِنَ الْجاهِلُونَ وَ صَحبوا الدُّنيا بِاَندانِ ارواحُها مُعلّقه بِالمَحَل الاْعْلي اوُلئكَ خُلَفاءُ اللَّهِ فِي اَرْضِه و الدُّعاة اِلي دينَه آه آه شُوقاً اِلي رُؤيتِهِم امواج علم بر اساس حقيقت ادراك و بصيرت آنها هجوم برد و به يكباره آنان را احاطه نمود و جوهره ايمان و يقين را به جان و دل خود مسّ كرد و آنچه را خوشگذرانها سخت و ناهموار داشتند، نرم و ملايم و هنجار انگاشته و به آنچه جاهلان از آن در وحشت و ترس بودند، انس گرفتند. فقط با بدن خاكي خود همنشين دنيا شدند؛ با روحهايي كه بر بلندترين قله از ذِروه قدس عالم ملكوت آويخته بود. ايشانند در روي زمين جانشينان خدا و داعيان بشر به سوي دين خدا. آه! آه! چقدر اشتياق زيارت و ديدارشان را دارم؟ به راستي آيا مولا مشتاق ديدار جواناني نيست كه به عشق مولا از همه چيز خود گذشتهاند تا دين خدا را ياري رسانند؟ طفيل هستي عشقند آدمي و پري ارادتي بنما تا سعادتي ببري بكوش خواجه و از عشق بي نصيب مباش كه بنده را نخرد كس به عيب بيهنري ميصبوح و شكر خواب صبحدم تا چند؟ به عذر نيمشبي كوش و گريه سحري آري، از اين مَنظَر بايد يك بار ديگر به خاطرات رزمندگان اسلام مراجعه كرد و آن حادثههاي تكرار نشدني را دوباره و صدباره خواند و از آنها براي تفسير و تأويل عرفان و حكمت اسلامي بهرهجست و فهميد كه در اين نبرد، رابطه سلاح و ايمان، رابطه لازم و ملزوم است؛ هر گاه ايمان باشد، سلاح مؤثر است و لاغير و هر گاه صداقت باشد، پيروزي تابع است؛ همان گونه كه مولاي متقيانعليه السلام فرمود:
فَلَمَّا رَأَياللَّه صِدْقَنا بِعَدوّنا الْكَيتْ وَ اَنْزَلَ عَلَيهِ النَّصْر آنگاه كه خداوند صداقت ما را ديد، دشمن ما را به خواري دچار ساخت و پيروزي را نصيب ما گردانيد. با چنين انگيزه مقدسي است كه بار ديگر به سراغ خاطرات دليرمردان دفاع مقدس رفتيم تا به شكار لحظهها نشسته، و اندكي از انبوه دُرّ و جواهر موجود در اين عرصه را گرد هم آوريم، تا شايد با مطالعه سطر سطر اين حماسهها، بار ديگر آتش حسرت و افسوس وجودمان را فراگيرد و شگفتيهاي موجود در اين خاطرات، ما را از خواب غفلت بيدار كند. آن همه محبت در آن همه صلابت، آن همه لطف در آن همه سختي، آن همه زيبايي در آن همه استحكام، آن همه آرامي در آن همه شتاب، آن همه صبر در آن همه بيقراري، آن همه عشق و فضيلت و صداقت در آن همه عصيان و خروش و شهادت، و آن همه اوج و فراز و نشيب در آن همه سكوت و خاموشي كلمات محصور در سطور و صفحات، شايد دلهايمان را بشكند و درسآموز مكتب آنها قرار دهد، كه به قله رفيع معنويت و تقوا رسيده و چنين گمنام زيسته و ميزيند. آنان در ملكوت اعلي از چنان آوازهاي برخوردارند كه اذهان ما از درك آن عاجز و ناتوان است؛ گويي مصداقي بر اين سخن شيخ اجل هستند كه: اي مرغ سحر عشق ز پروانه بياموز كان سوخته را جان شد و آواز نيامد اين مدعيان در طلبش بيخبرانند كان را كه خبر شد خبري باز نيامد و بدين طريق بود كه به خوشه چيني از خرمن فضايل بيشمار اين عزيزان پرداختيم و همه آنچه را كه درك ما اجازه ميداد، با مفاهيم عرفاني و اسلامي تطابق داديم تا مجموعهاي شيرين و شيوا براي خوانندگان عزيز فراهم آيد. خود واقفيم كه ادراك زميني ما نميتواند حتي اندكي از عمق وجودي مجاهدان فيسبيلاللَّه، خاصه شهداي گرانقدر را دريابد و زبانهاي ما نميتواند هنگام بيان ذرهاي از بزرگيهايشان به لكنت نيفتد و قلمهاي ما ضمن ترسيم اندكي از زيباييهايشان باز نماند، چون با پياله نتوان اقيانوسي را پيمانه كرد. پندار ما از مجد و كرم ايشان، هر قدر كه باشد، توهّمي بيش نيست. در بيان اين مقام همان بس كه امام و مراد شهيدان فرمود: «چه گويم و چه نويسم كه خاموشي بهتر و شكستن قلم اوليتر است». |
|
آخرین بروز رسانی مطلب در سه شنبه ، 1 دی 1388 ، 11:02 |